genuflects deeply
به صورت عمیق تعظیم میکند
genuflects humbly
با تواضع تعظیم میکند
genuflects reverently
با احترام تعظیم میکند
genuflects gracefully
به شکلی زیبا تعظیم میکند
genuflects quietly
به آرامی تعظیم میکند
genuflects quickly
به سرعت تعظیم میکند
genuflects formally
به صورت رسمی تعظیم میکند
genuflects politely
به طور مؤدبانه تعظیم میکند
genuflects intentionally
به طور عمدی تعظیم میکند
genuflects respectfully
با احترام تعظیم میکند
he genuflects before the altar every sunday.
او هر یکشنبه در مقابل محراب تعظیم میکند.
she genuflects as a sign of respect during the ceremony.
او به عنوان نشانه احترام در طول مراسم تعظیم میکند.
the knight genuflects before the king.
شوالیه در مقابل پادشاه تعظیم میکند.
before speaking, he genuflects to show his humility.
قبل از صحبت کردن، او برای نشان دادن تواضع خود تعظیم میکند.
during prayer, she genuflects with devotion.
در طول نماز، او با تعهد تعظیم میکند.
the students genuflect in front of the school flag.
دانشجویان در مقابل پرچم مدرسه تعظیم میکنند.
he genuflects to honor the veterans.
او برای ادای احترام به جانبازان تعظیم میکند.
they genuflect at the memorial site.
آنها در محل یادبود تعظیم میکنند.
she always genuflects when entering the chapel.
او همیشه هنگام ورود به کلیسا تعظیم میکند.
the actor genuflects to acknowledge the audience's applause.
بازیگر برای قدردانی از تشویق تماشاچیان تعظیم میکند.
genuflects deeply
به صورت عمیق تعظیم میکند
genuflects humbly
با تواضع تعظیم میکند
genuflects reverently
با احترام تعظیم میکند
genuflects gracefully
به شکلی زیبا تعظیم میکند
genuflects quietly
به آرامی تعظیم میکند
genuflects quickly
به سرعت تعظیم میکند
genuflects formally
به صورت رسمی تعظیم میکند
genuflects politely
به طور مؤدبانه تعظیم میکند
genuflects intentionally
به طور عمدی تعظیم میکند
genuflects respectfully
با احترام تعظیم میکند
he genuflects before the altar every sunday.
او هر یکشنبه در مقابل محراب تعظیم میکند.
she genuflects as a sign of respect during the ceremony.
او به عنوان نشانه احترام در طول مراسم تعظیم میکند.
the knight genuflects before the king.
شوالیه در مقابل پادشاه تعظیم میکند.
before speaking, he genuflects to show his humility.
قبل از صحبت کردن، او برای نشان دادن تواضع خود تعظیم میکند.
during prayer, she genuflects with devotion.
در طول نماز، او با تعهد تعظیم میکند.
the students genuflect in front of the school flag.
دانشجویان در مقابل پرچم مدرسه تعظیم میکنند.
he genuflects to honor the veterans.
او برای ادای احترام به جانبازان تعظیم میکند.
they genuflect at the memorial site.
آنها در محل یادبود تعظیم میکنند.
she always genuflects when entering the chapel.
او همیشه هنگام ورود به کلیسا تعظیم میکند.
the actor genuflects to acknowledge the audience's applause.
بازیگر برای قدردانی از تشویق تماشاچیان تعظیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید