germaphobe

[ایالات متحده]/[ˈɡɜːməˌfəʊb]/
[بریتانیا]/[ˈɡɜːrməˌfoʊb]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بیش از حد نگران میکروب‌ها و نظافت است؛ فردی که با میکروب‌ها دشمنی شدید دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

a germaphobe

ترس‌گرفتگی

being a germaphobe

داشتن ترس‌گرفتگی

germaphobe tendencies

گرایش‌های ترس‌گرفتگی

like a germaphobe

مثل یک ترس‌گرفتگی

self-proclaimed germaphobe

ترس‌گرفتگی خودخوانده

germaphobe's fear

ترس ترس‌گرفتگی

was a germaphobe

یک ترس‌گرفتگی بود

germaphobe behavior

رفتار ترس‌گرفتگی

true germaphobe

ترس‌گرفتگی واقعی

germaphobe cleaning

تمیز کردن ترس‌گرفتگی

جملات نمونه

my friend is a self-proclaimed germaphobe and avoids public transportation.

دوست من یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و از وسایل حمل و نقل عمومی اجتناب می‌کند.

he's a germaphobe, constantly sanitizing his hands after touching anything.

او یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و دائماً دست‌های خود را بعد از لمس کردن هر چیزی ضدعفونی می‌کند.

she's a germaphobe with a severe fear of touching door handles.

او یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و ترس شدیدی از لمس دستگیره‌ها دارد.

being a germaphobe, he always carries hand sanitizer with him.

به عنوان یک فردی که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند، او همیشه ضدعفونی کننده دست همراه خود دارد.

the germaphobe meticulously wiped down the entire airplane seat.

فردی که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند، با دقت کل صندلی هواپیما را تمیز کرد.

she's a germaphobe and refuses to shake hands with anyone.

او یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و از دست دادن با کسی امتناع می‌کند.

his germaphobe tendencies made him uncomfortable at the crowded concert.

گرایش‌های فردی که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند، باعث ناراحتی او در کنسرت شلوغ شد.

despite being a germaphobe, he enjoys visiting historical sites.

با وجود اینکه فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند، از بازدید از مکان‌های تاریخی لذت می‌برد.

the germaphobe insisted on using disposable gloves for everything.

فردی که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند، اصرار داشت که برای همه چیز از دستکش‌های یکبار مصرف استفاده کند.

she's a germaphobe and frequently uses antibacterial wipes.

او یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و اغلب از دستمال‌های ضدعفونی کننده استفاده می‌کند.

he's a germaphobe who worries about invisible germs constantly.

او یک فردی است که خود را شیفته میکروب‌ها می‌داند و دائماً نگران میکروب‌های نامرئی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید