glared at
نگاه سنگین کرد
glared back
نگاه سنگین پاسخ داد
glared fiercely
با خشم نگاه کرد
glared angrily
با عصبانیت نگاه کرد
glared down
به سمت پایین نگاه کرد
glared menacingly
با تهدید نگاه کرد
glared out
به بیرون نگاه کرد
glared silently
به طور خاموش نگاه کرد
glared hard
با دقت نگاه کرد
glared intently
با تمرکز نگاه کرد
she glared at him in disbelief.
او با ناباوری به او خیره شد.
the teacher glared at the students for talking.
معلم به خاطر صحبت کردن به دانش آموزان خیره شد.
he glared at the bright lights in the room.
او به نورهای روشن در اتاق خیره شد.
she glared when he made a rude comment.
وقتی او یک اظهار نظر بیادبانه کرد، او خیره شد.
the dog glared at the intruder.
سگ به متجاوز خیره شد.
he glared at the clock, wishing time would move faster.
او به ساعت خیره شد و امیدوار بود زمان سریعتر بگذرد.
she glared at her reflection in the mirror.
او به بازتاب خود در آینه خیره شد.
the manager glared at the employee for being late.
مدیر به دلیل دیر رسیدن به کارمند خیره شد.
he glared at the screen in frustration.
او با ناامیدی به صفحه خیره شد.
she glared at the messy room, ready to clean.
او به اتاق نامرتب خیره شد و آماده بود آن را تمیز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید