glared

[ایالات متحده]/ɡleəd/
[بریتانیا]/ɡlɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با خشم یا شدت نگاه کردن; با نوری قوی درخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

glared at

نگاه سنگین کرد

glared back

نگاه سنگین پاسخ داد

glared fiercely

با خشم نگاه کرد

glared angrily

با عصبانیت نگاه کرد

glared down

به سمت پایین نگاه کرد

glared menacingly

با تهدید نگاه کرد

glared out

به بیرون نگاه کرد

glared silently

به طور خاموش نگاه کرد

glared hard

با دقت نگاه کرد

glared intently

با تمرکز نگاه کرد

جملات نمونه

she glared at him in disbelief.

او با ناباوری به او خیره شد.

the teacher glared at the students for talking.

معلم به خاطر صحبت کردن به دانش آموزان خیره شد.

he glared at the bright lights in the room.

او به نورهای روشن در اتاق خیره شد.

she glared when he made a rude comment.

وقتی او یک اظهار نظر بی‌ادبانه کرد، او خیره شد.

the dog glared at the intruder.

سگ به متجاوز خیره شد.

he glared at the clock, wishing time would move faster.

او به ساعت خیره شد و امیدوار بود زمان سریعتر بگذرد.

she glared at her reflection in the mirror.

او به بازتاب خود در آینه خیره شد.

the manager glared at the employee for being late.

مدیر به دلیل دیر رسیدن به کارمند خیره شد.

he glared at the screen in frustration.

او با ناامیدی به صفحه خیره شد.

she glared at the messy room, ready to clean.

او به اتاق نامرتب خیره شد و آماده بود آن را تمیز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید