gleamer

[ایالات متحده]/[ˈɡliːmə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈɡliːmər]/

ترجمه

n. کسی که می‌درخشد؛ چیزی که می‌تابد؛ فردی که به سرعت متوجه و قدردان چیزهای خوب است.
v. درخشان یا براق شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

bright gleamer

Persian_translation

sea gleamer

Persian_translation

gleamer's light

Persian_translation

a gleamer

Persian_translation

gleaming gleamer

Persian_translation

distant gleamer

Persian_translation

night gleamer

Persian_translation

water gleamer

Persian_translation

sky gleamer

Persian_translation

small gleamer

Persian_translation

جملات نمونه

the new car had a gleamer finish.

ماشین جدید دارای روکش براق بود.

she was a gleamer in the crowd, dressed in red.

او در میان جمعیت، با لباس قرمز، چشم‌نواز بود.

his eyes held a gleamer of mischief.

در چشمانش رگه‌ای از شیطنت دیده می‌شد.

the lake was a gleamer under the moonlight.

در نور مهتاب، دریاچه براق بود.

the floor cleaner left a gleamer surface.

نظافت‌کننده کف، سطحی براق از خود باقی گذاشت.

a gleamer smile lit up her face.

لبخندی چشم‌نواز چهره‌اش را روشن کرد.

the jewelry had a beautiful gleamer.

جواهرات دارای براقی زیبا بودند.

he was a gleamer example of success.

او نمونه درخشانی از موفقیت بود.

the stage lights made the dancers gleamer.

نورهای صحنه باعث می‌شد رقصندگان درخشان به نظر برسند.

the polished wood had a warm gleamer.

چوب صیقلی دارای براقی گرمی بود.

the child's eyes were full of gleamer wonder.

چشمان کودک مملو از شگفتی‌های درخشان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید