glowingly

[ایالات متحده]/ˈɡləʊɪŋli/
[بریتانیا]/ˈɡloʊɪŋli/

ترجمه

adv. با شور و شوق؛ بسیار داغ؛ به‌شدت داغ

عبارات و ترکیب‌ها

glowingly bright

درخشان

glowingly happy

بسیار خوشحال

glowingly praised

بسیار مورد تحسین قرار گرفته

glowingly optimistic

بسیار خوش بین

glowingly healthy

بسیار سالم

glowingly successful

بسیار موفق

glowingly beautiful

بسیار زیبا

جملات نمونه

the sunset glowed glowingly over the ocean.

غروب خورشید به زیبایی بر فراز اقیانوس می‌تابید.

she spoke glowingly about her new job.

او با تحسین درباره شغل جدیدش صحبت کرد.

the city skyline glowed glowingly at night.

خط افق شهر در شب به زیبایی می‌درخشید.

the child described his grandmother glowingly.

کودک مادربزرگش را با تحسین توصیف کرد.

the restaurant reviews glowingly praised the chef.

نقد و بررسی‌های رستوران با تحسین از سرآشپز تعریف کردند.

the bride looked glowingly beautiful in her dress.

عروس در لباسش به طرز چشمگیری زیبا به نظر می‌رسید.

he glowingly recounted his travel adventures.

او با تحسین ماجراهای سفر خود را تعریف کرد.

the fireflies glowed glowingly in the meadow.

جغدهای آتشین در چمنزار به زیبایی می‌درخشیدند.

the critic wrote glowingly about the performance.

منتقد با تحسین درباره اجرا نوشت.

the museum showcased the artifact glowingly.

موزه با تحسین شی را به نمایش گذاشت.

the athlete glowed glowingly after winning the race.

ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقه به زیبایی می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید