glowingly bright
درخشان
glowingly happy
بسیار خوشحال
glowingly praised
بسیار مورد تحسین قرار گرفته
glowingly optimistic
بسیار خوش بین
glowingly healthy
بسیار سالم
glowingly successful
بسیار موفق
glowingly beautiful
بسیار زیبا
the sunset glowed glowingly over the ocean.
غروب خورشید به زیبایی بر فراز اقیانوس میتابید.
she spoke glowingly about her new job.
او با تحسین درباره شغل جدیدش صحبت کرد.
the city skyline glowed glowingly at night.
خط افق شهر در شب به زیبایی میدرخشید.
the child described his grandmother glowingly.
کودک مادربزرگش را با تحسین توصیف کرد.
the restaurant reviews glowingly praised the chef.
نقد و بررسیهای رستوران با تحسین از سرآشپز تعریف کردند.
the bride looked glowingly beautiful in her dress.
عروس در لباسش به طرز چشمگیری زیبا به نظر میرسید.
he glowingly recounted his travel adventures.
او با تحسین ماجراهای سفر خود را تعریف کرد.
the fireflies glowed glowingly in the meadow.
جغدهای آتشین در چمنزار به زیبایی میدرخشیدند.
the critic wrote glowingly about the performance.
منتقد با تحسین درباره اجرا نوشت.
the museum showcased the artifact glowingly.
موزه با تحسین شی را به نمایش گذاشت.
the athlete glowed glowingly after winning the race.
ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقه به زیبایی میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید