gnashes teeth
دندانهای خود را میکند
gnashes in anger
با خشم دندانهای خود را میکند
gnashes in pain
با درد دندانهای خود را میکند
gnashes loudly
با صدای بلند دندانهای خود را میکند
gnashes with rage
با خشم و غضب دندانهای خود را میکند
gnashes in frustration
با ناامیدی دندانهای خود را میکند
gnashes at foes
به دشمنان دندانهای خود را میکند
gnashes in despair
در حال ناامیدی دندانهای خود را میکند
gnashes teeth fiercely
با شدت دندانهای خود را میکند
gnashes when provoked
وقتی تحریک شود دندانهای خود را میکند
the dog gnashes its teeth when it feels threatened.
وقتی احساس خطر میکند، سگ دندانهایش را میکند.
he gnashes his teeth in frustration over the situation.
او در ناامیدی نسبت به وضعیت، دندانهایش را میکند.
she heard the sound of gnashing teeth in the dark.
او صدای گوشه گوشه دندان را در تاریکی شنید.
the angry child gnashes his teeth at his parents.
کودک عصبانی دندانهایش را به سمت والدینش میکند.
in the horror movie, the monster gnashes its teeth menacingly.
در فیلم ترسناک، هیولا به طرز تهدیدآمیزی دندانهایش را میکند.
she gnashes her teeth every time she loses a game.
او هر بار که بازی را میبازد، دندانهایش را میکند.
the wolf gnashes its teeth as it prepares to attack.
گرگ دندانهایش را میکند زیرا برای حمله آماده میشود.
he couldn't help but gnash his teeth at the unfair treatment.
او نمیتوانست جلوی گوشه گوشه دندان در برابر رفتار ناعادلانه را بگیرد.
the toddler gnashes his teeth when he is angry.
کودک خردسال وقتی عصبانی است، دندانهایش را میکند.
gnashing teeth can be a sign of anxiety or stress.
گوشه گوشه دندان میتواند نشانهای از اضطراب یا استرس باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید