gobbled

[ایالات متحده]/ˈɡɒb.əld/
[بریتانیا]/ˈɡɑː.bəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به سرعت یا طمع‌کارانه خوردن; (از یک بوقلمون) صدای خاصی تولید کردن; به سرعت مصرف کردن; به سرعت استفاده کردن، به‌ویژه پول

عبارات و ترکیب‌ها

gobbled up

بلعید

gobbled down

بلعید پایین

gobbled it

آن را بلعید

gobbled the food

غذا را بلعید

gobbled quickly

به سرعت بلعید

gobbled noisily

با صدای بلند بلعید

gobbled in delight

با خوشحالی بلعید

gobbled the prize

جوایز را بلعید

gobbled the leftovers

غذاهای باقی مانده را بلعید

gobbled with joy

با شادی بلعید

جملات نمونه

the children gobbled up the cookies.

کودکان به سرعت کوکی‌ها را خوردند.

he gobbled his dinner in just a few minutes.

او شام خود را در عرض چند دقیقه خورد.

the dog gobbled the food as soon as it was served.

سگ به محض سرو غذا آن را خورد.

she gobbled up the last piece of cake.

او آخرین تکه کیک را به سرعت خورد.

they gobbled their lunch before heading back to work.

آنها قبل از بازگشت به سر کار ناهار خود را خوردند.

the turkey was gobbled up at the family gathering.

در جمع خانوادگی، گوشت بوقلمون به سرعت خورده شد.

after the game, the players gobbled down their snacks.

بعد از بازی، بازیکنان میان وعده‌های خود را خوردند.

he gobbled the popcorn while watching the movie.

او در حین تماشای فیلم، پاپ کورن را خورد.

the kids gobbled the pizza at the party.

کودکان در مهمانی پیتزا را خوردند.

she gobbled her breakfast before rushing out the door.

او قبل از عجله برای بیرون رفتن، صبحانه خود را خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید