gonk show
نمایش گونک
gonk plush
عروسک پشمی گونک
gonk mask
ماسک گونک
gonk toy
اسباب بازی گونک
gonk costume
لباس گونک
gonk character
شخصیت گونک
gonk figure
تصویر گونک
gonk design
طراحی گونک
gonk party
جشن گونک
gonk collection
کلکسیون گونک
he decided to gonk around the park for some fresh air.
او تصمیم گرفت برای هوای تازه کمی در پارک بچرخد.
she loves to gonk with her friends on weekends.
او عاشق این است که آخر هفته ها با دوستانش بچرخد.
after dinner, we usually gonk over to the cafe.
بعد از شام، معمولاً برای نوشیدن به کافه می رویم.
he gonked his way through the crowded market.
او با این حال و هوای شلوغ از بازار عبور کرد.
let's gonk down to the beach and watch the sunset.
بیا به ساحل برویم و غروب آفتاب را تماشا کنیم.
they gonked around the city, exploring new places.
آنها در شهر چرخیدند و مکان های جدید را کشف کردند.
he likes to gonk in the woods and enjoy nature.
او دوست دارد در جنگل ها بچرخد و از طبیعت لذت ببرد.
we spent the afternoon gonk-ing at the art gallery.
ما بعد از ظهر را در گالری هنری گذراندیم.
she often gonked around the neighborhood looking for inspiration.
او اغلب در محله می چرخید تا به دنبال الهام باشد.
on sunny days, i love to gonk at the park.
در روزهای آفتابی، من عاشق چرخیدن در پارک هستم.
gonk show
نمایش گونک
gonk plush
عروسک پشمی گونک
gonk mask
ماسک گونک
gonk toy
اسباب بازی گونک
gonk costume
لباس گونک
gonk character
شخصیت گونک
gonk figure
تصویر گونک
gonk design
طراحی گونک
gonk party
جشن گونک
gonk collection
کلکسیون گونک
he decided to gonk around the park for some fresh air.
او تصمیم گرفت برای هوای تازه کمی در پارک بچرخد.
she loves to gonk with her friends on weekends.
او عاشق این است که آخر هفته ها با دوستانش بچرخد.
after dinner, we usually gonk over to the cafe.
بعد از شام، معمولاً برای نوشیدن به کافه می رویم.
he gonked his way through the crowded market.
او با این حال و هوای شلوغ از بازار عبور کرد.
let's gonk down to the beach and watch the sunset.
بیا به ساحل برویم و غروب آفتاب را تماشا کنیم.
they gonked around the city, exploring new places.
آنها در شهر چرخیدند و مکان های جدید را کشف کردند.
he likes to gonk in the woods and enjoy nature.
او دوست دارد در جنگل ها بچرخد و از طبیعت لذت ببرد.
we spent the afternoon gonk-ing at the art gallery.
ما بعد از ظهر را در گالری هنری گذراندیم.
she often gonked around the neighborhood looking for inspiration.
او اغلب در محله می چرخید تا به دنبال الهام باشد.
on sunny days, i love to gonk at the park.
در روزهای آفتابی، من عاشق چرخیدن در پارک هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید