| جمع | googlies |
googly eyes
چشمان گوجلی
googly ball
توپ گوجلی
googly look
نگاه گوجلی
googly shot
ضربه گوجلی
googly spin
چرخش گوجلی
googly delivery
تحویل گوجلی
googly bounce
پرش گوجلی
googly wicket
ویجت گوجلی
googly style
سبک گوجلی
googly trick
ترفند گوجلی
he bowled a googly that confused the batsman.
او یک توپ غیرمنتظره (گوگلی) پرتاب کرد که باعث سردرگمی مدافع توپ شد.
her googly eyes made her look surprised.
چشمان بزرگ و شیطنتآمیز او باعث میشد که شگفتزده به نظر برسد.
the googly shot was the highlight of the match.
ضربه غیرمنتظره (گوگلی) اوج مسابقه بود.
he has a knack for throwing googly deliveries.
او استعداد خاصی در پرتاب توپهای غیرمنتظره (گوگلی) دارد.
the googly was an unexpected twist in the game.
توپ غیرمنتظره (گوگلی) یک پیچش غیرمنتظره در بازی بود.
she gave him a googly-eyed look when he joked.
وقتی شوخی کرد، به او نگاهی شیطنتآمیز کرد.
learning to bowl a googly takes practice.
یادگیری پرتاب توپ غیرمنتظره (گوگلی) نیاز به تمرین دارد.
his googly performance left the audience in stitches.
اجرای توپ غیرمنتظره (گوگلی) او مخاطبان را خنداند.
the googly was a clever tactic in cricket.
توپ غیرمنتظره (گوگلی) یک تاکتیک هوشمندانه در کریکت بود.
she wore googly glasses for the costume party.
او برای مهمانی لباس، عینکهای بزرگ پوشید.
googly eyes
چشمان گوجلی
googly ball
توپ گوجلی
googly look
نگاه گوجلی
googly shot
ضربه گوجلی
googly spin
چرخش گوجلی
googly delivery
تحویل گوجلی
googly bounce
پرش گوجلی
googly wicket
ویجت گوجلی
googly style
سبک گوجلی
googly trick
ترفند گوجلی
he bowled a googly that confused the batsman.
او یک توپ غیرمنتظره (گوگلی) پرتاب کرد که باعث سردرگمی مدافع توپ شد.
her googly eyes made her look surprised.
چشمان بزرگ و شیطنتآمیز او باعث میشد که شگفتزده به نظر برسد.
the googly shot was the highlight of the match.
ضربه غیرمنتظره (گوگلی) اوج مسابقه بود.
he has a knack for throwing googly deliveries.
او استعداد خاصی در پرتاب توپهای غیرمنتظره (گوگلی) دارد.
the googly was an unexpected twist in the game.
توپ غیرمنتظره (گوگلی) یک پیچش غیرمنتظره در بازی بود.
she gave him a googly-eyed look when he joked.
وقتی شوخی کرد، به او نگاهی شیطنتآمیز کرد.
learning to bowl a googly takes practice.
یادگیری پرتاب توپ غیرمنتظره (گوگلی) نیاز به تمرین دارد.
his googly performance left the audience in stitches.
اجرای توپ غیرمنتظره (گوگلی) او مخاطبان را خنداند.
the googly was a clever tactic in cricket.
توپ غیرمنتظره (گوگلی) یک تاکتیک هوشمندانه در کریکت بود.
she wore googly glasses for the costume party.
او برای مهمانی لباس، عینکهای بزرگ پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید