| جمع | goonies |
goonie squad
گونی اسکواد
goonie adventure
ماجراجویی گونی
goonie treasure
گنج گونی
goonie friend
دوست گونی
goonie gang
گنگ گونی
goonie movie
فیلم گونی
goonie spirit
روح گونی
goonie crew
گونی کرو
goonie fun
سرگرمی گونی
goonie life
زندگی گونی
the kids dressed up as goonies for halloween.
بچه ها خود را به شکل گونی برای هالووین پوشاندند.
he always felt like a goonie in social situations.
او همیشه در موقعیت های اجتماعی احساس می کرد مثل یک گونی است.
they found a treasure map like true goonies.
آنها مانند گونی های واقعی یک نقشه گنج پیدا کردند.
goonies never say die, no matter the challenge.
گونی ها هرگز نمی گویند که نمی توانند، مهم نیست چالش چقدر باشد.
her goonie spirit led her on many adventures.
روحیه گونی او را در بسیاری از ماجراجویی ها هدایت کرد.
the goonies banded together to solve the mystery.
گونی ها برای حل معما با هم متحد شدند.
he felt like a goonie when he missed the bus.
وقتی اتوبوس را از دست داد، احساس کرد مثل یک گونی است.
watching the movie made me feel like a goonie again.
تماشای فیلم باعث شد دوباره احساس کنم مثل یک گونی هستم.
they called themselves the goonies of the neighborhood.
آنها خود را گونی های محله می نامیدند.
being a goonie means always being up for an adventure.
گونی بودن به معنای همیشه آماده ماجراجویی است.
goonie squad
گونی اسکواد
goonie adventure
ماجراجویی گونی
goonie treasure
گنج گونی
goonie friend
دوست گونی
goonie gang
گنگ گونی
goonie movie
فیلم گونی
goonie spirit
روح گونی
goonie crew
گونی کرو
goonie fun
سرگرمی گونی
goonie life
زندگی گونی
the kids dressed up as goonies for halloween.
بچه ها خود را به شکل گونی برای هالووین پوشاندند.
he always felt like a goonie in social situations.
او همیشه در موقعیت های اجتماعی احساس می کرد مثل یک گونی است.
they found a treasure map like true goonies.
آنها مانند گونی های واقعی یک نقشه گنج پیدا کردند.
goonies never say die, no matter the challenge.
گونی ها هرگز نمی گویند که نمی توانند، مهم نیست چالش چقدر باشد.
her goonie spirit led her on many adventures.
روحیه گونی او را در بسیاری از ماجراجویی ها هدایت کرد.
the goonies banded together to solve the mystery.
گونی ها برای حل معما با هم متحد شدند.
he felt like a goonie when he missed the bus.
وقتی اتوبوس را از دست داد، احساس کرد مثل یک گونی است.
watching the movie made me feel like a goonie again.
تماشای فیلم باعث شد دوباره احساس کنم مثل یک گونی هستم.
they called themselves the goonies of the neighborhood.
آنها خود را گونی های محله می نامیدند.
being a goonie means always being up for an adventure.
گونی بودن به معنای همیشه آماده ماجراجویی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید