gormandizes

[ایالات متحده]/ˈɡɔː.mən.daɪz/
[بریتانیا]/ˈɡɔːr.mən.daɪz/

ترجمه

v. به طور افراطی یا حریصانه خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

he gormandizes often

او اغلب حریص غذاست

she gormandizes quickly

او به سرعت حریص غذاست

they gormandizes daily

آنها روزانه حریص غذا هستند

john gormandizes food

جان حریص غذاست

he gormandizes snacks

او میان وعده ها را حریصانه می‌خورد

she gormandizes desserts

او دسرها را حریصانه می‌خورد

tom gormandizes meals

تام وعده‌های غذایی را حریصانه می‌خورد

they gormandizes pizza

آنها پیتزا را حریصانه می‌خورند

جملات نمونه

he gormandizes at every buffet he visits.

او در هر بوفه‌ای که سر می‌زند، پرخوری می‌کند.

she gormandizes on sweets whenever she feels stressed.

وقتی احساس استرس می‌کند، او در صورت داشتن شیرینی، پرخوری می‌کند.

the child gormandizes during family gatherings.

کودک در جمع‌های خانوادگی پرخوری می‌کند.

they gormandize while watching their favorite movies.

آنها در حین تماشای فیلم‌های مورد علاقه خود پرخوری می‌کنند.

he often gormandizes late at night.

او اغلب شب‌ها دیر وقت پرخوری می‌کند.

during holidays, she gormandizes with her relatives.

در تعطیلات، او با اقوام خود پرخوری می‌کند.

he gormandizes on his favorite dishes every weekend.

او آخر هفته‌ها در غذاهای مورد علاقه خود پرخوری می‌کند.

she can't help but gormandize when food is in front of her.

وقتی غذا جلوی اوست، او نمی‌تواند جلوی پرخوری خود را بگیرد.

they gormandize at the food festival every year.

آنها هر سال در جشنواره غذا پرخوری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید