gossipmongers

[ایالات متحده]/[ˈɡɒsɪpmʌŋəz]/
[بریتانیا]/[ˈɡɒsɪpmʌŋərz]/

ترجمه

n. افرادی که شایعه و غیبت پخش می‌کنند؛ کسانی که به طور معمول در پخش غیبت مشغول هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid gossipmongers

از غيبه‌گوها دوری کنید

gossipmongers thrive

غيبه‌گوها رونق می‌يابند

those gossipmongers

آن غيبه‌گوها

gossipmongering circles

حلقه‌های غيبه‌گويی

dismissing gossipmongers

رد کردن غيبه‌گوها

fueled by gossipmongers

توسط غيبه‌گوها تغذيه شده

warning gossipmongers

هشدار دادن به غيبه‌گوها

exposing gossipmongers

افشای غيبه‌گوها

ignoring gossipmongers

نادیده گرفتن غيبه‌گوها

targeting gossipmongers

هدف قرار دادن غيبه‌گوها

جملات نمونه

the office was full of gossipmongers, spreading rumors about everyone.

دفتر پر بود از غيبه‌گوها که شایعاتی درباره همه پخش می‌کردند.

we tried to avoid the gossipmongers at the party, but it was difficult.

ما سعی کردیم از غيبه‌گوها در مهمانی اجتناب کنیم، اما این کار دشوار بود.

she warned him not to listen to the gossipmongers and their fabricated stories.

او به او هشدار داد که به غيبه‌گوها و داستان‌های ساختگی آن‌ها گوش ندهد.

the gossipmongers thrived on creating drama and stirring up trouble.

غيبه‌گوها از ایجاد درام و به وجود آوردن دردسر سود می‌بردند.

he ignored the gossipmongers and focused on his own work.

او غيبه‌گوها را نادیده گرفت و روی کار خود تمرکز کرد.

the newspaper published a story exposing the gossipmongers' malicious behavior.

روزنامه داستانی را منتشر کرد که رفتار مخرب غيبه‌گوها را افشا می‌کرد.

she was unfairly targeted by the gossipmongers after the incident.

او پس از حادثه به طور ناعادلانه مورد هدف غيبه‌گوها قرار گرفت.

the constant chatter of the gossipmongers was incredibly annoying.

حديثه بي وقفه غيبه‌گوها فوق العاده آزاردهنده بود.

he accused the gossipmongers of spreading false information about him.

او غيبه‌گوها را به پخش اطلاعات نادرست درباره خود متهم کرد.

the team leader addressed the gossipmongers and warned them about their actions.

رهبر گروه با غيبه‌گوها صحبت کرد و آنها را در مورد اقداماتشان هشدار داد.

despite the gossipmongers' attempts, the truth eventually came out.

با وجود تلاش‌های غيبه‌گوها، حقیقت در نهایت آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید