gourmandizer

[ایالات متحده]/ˈɡʊəməndaɪzə(r)/
[بریتانیا]/ˈɡʊrməndaɪzər/

ترجمه

n. کسی که در مصرف غذا بیش از حد فریب می‌خورد؛ یک خوراک‌خور نهم‌خور یا کسی که در مصرف غذا خوشمزه زیاد می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the gourmandizer

خوراک‌خور

greedy gourmandizer

خوراک‌خور گریزه‌کش

notorious gourmandizer

خوراک‌خور شایان‌الذکر

passionate gourmandizer

خوراک‌خور عاشق

gourmandizers

خوراک‌خوران

being a gourmandizer

خوراک‌خور بودن

constant gourmandizer

خوراک‌خور دائم

champion gourmandizer

خوراک‌خور قهرمان

جملات نمونه

he is a notorious gourmandizer who indulges in excessive eating.

او یک گورمان‌خور شناخته شده است که به خوردن بیش از حد فروش می‌رود.

the gourmandizer at the buffet returned for a fifth plate.

گورمان‌خور در بوفét برای یک صفحه پنجم بازگشت.

she gained weight due to her gourmandizing habits.

او وزن خود را به دلیل عادت‌های گورمان‌خوری خود افزایش داد.

his gourmandizing behavior embarrassed his companions at dinner.

رفتار گورمان‌خوری او در شام دوستانش را خجالتی کرد.

the gourmandizer couldn't resist the dessert table.

گورمان‌خور نتوانست در میز دسر مقاومت کند.

after the feast, the gourmandizer complained of stomach pains.

پس از جشن، گورمان‌خور درد شکم را گزارش داد.

even as a child, he was a little gourmandizer.

حتی در کودکی، او یک گورمان‌خور کمی بود.

the gourmandizer's eyes always wandered to the richest dishes.

چشمان گورمان‌خور همیشه به غذاهای گران‌تر می‌گشت.

her gourmandizer reputation preceded her at every family gathering.

معروفیت گورمان‌خوری او در هر جمع‌گرای خانوادگی از او پیش‌تر بود.

the gourmandizer was eventually banned from the all-you-can-eat restaurant.

در نهایت گورمان‌خور از رستوران هر چه خواستی ممنوع شد.

despite his gourmandizer tendencies, he remained surprisingly thin.

با وجود تمایلات گورمان‌خوری او، او به طور شگفت‌آوری لاغر ماند.

the gourmandizer secretly enjoyed midnight snacking.

گورمان‌خور به طور مخفی لذت برد از خوردن غذا در نیمه‌شب.

at the food festival, the gourmandizer tried everything.

در جشن غذا، گورمان‌خور همه چیز را امتحان کرد.

his gourmandizer nature made him a challenging dinner guest.

طبیعت گورمان‌خوری او او را به یک مهمان شام چالش‌برانگیز تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید