gradated

[ایالات متحده]/ɡrəˈdeɪtɪd/
[بریتانیا]/ɡrəˈdeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج تغییر دادن یا مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gradated color

رنگ درجه‌بندی شده

gradated scale

مقیاس درجه‌بندی شده

gradated effect

اثر درجه‌بندی شده

gradated layers

لایه‌های درجه‌بندی شده

gradated tones

نواهای درجه‌بندی شده

gradated shading

سایه‌زنی درجه‌بندی شده

gradated pattern

الگوی درجه‌بندی شده

gradated design

طراحی درجه‌بندی شده

gradated background

پس‌زمینه درجه‌بندی شده

gradated gradient

گرادیان درجه‌بندی شده

جملات نمونه

the colors in the painting are beautifully gradated.

رنگ‌های نقاشی به زیبایی گرادیانت شده‌اند.

she gradated from university with honors.

او با افتخار از دانشگاه فارغ التحصیل شد.

the sound gradually gradated from loud to soft.

صدای آن به تدریج از بلند به آرام تبدیل شد.

his skills have gradated over the years.

مهارت‌های او در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

the temperature gradated smoothly throughout the day.

دمای هوا در طول روز به طور یکنواخت گرادیانت شد.

she used a gradated filter for her photography.

او از یک فیلتر گرادیانت برای عکاسی خود استفاده کرد.

the project was gradated into several phases.

پروژه به چندین فاز تقسیم شد.

his understanding of the subject has gradated significantly.

درک او از موضوع به طور قابل توجهی تکامل یافته است.

the course is designed to be gradated in difficulty.

این دوره به گونه‌ای طراحی شده است که سختی آن به تدریج افزایش یابد.

they gradated their approach based on the audience's response.

آنها رویکرد خود را بر اساس پاسخ مخاطب تنظیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید