gradated color
رنگ درجهبندی شده
gradated scale
مقیاس درجهبندی شده
gradated effect
اثر درجهبندی شده
gradated layers
لایههای درجهبندی شده
gradated tones
نواهای درجهبندی شده
gradated shading
سایهزنی درجهبندی شده
gradated pattern
الگوی درجهبندی شده
gradated design
طراحی درجهبندی شده
gradated background
پسزمینه درجهبندی شده
gradated gradient
گرادیان درجهبندی شده
the colors in the painting are beautifully gradated.
رنگهای نقاشی به زیبایی گرادیانت شدهاند.
she gradated from university with honors.
او با افتخار از دانشگاه فارغ التحصیل شد.
the sound gradually gradated from loud to soft.
صدای آن به تدریج از بلند به آرام تبدیل شد.
his skills have gradated over the years.
مهارتهای او در طول سالها تکامل یافتهاند.
the temperature gradated smoothly throughout the day.
دمای هوا در طول روز به طور یکنواخت گرادیانت شد.
she used a gradated filter for her photography.
او از یک فیلتر گرادیانت برای عکاسی خود استفاده کرد.
the project was gradated into several phases.
پروژه به چندین فاز تقسیم شد.
his understanding of the subject has gradated significantly.
درک او از موضوع به طور قابل توجهی تکامل یافته است.
the course is designed to be gradated in difficulty.
این دوره به گونهای طراحی شده است که سختی آن به تدریج افزایش یابد.
they gradated their approach based on the audience's response.
آنها رویکرد خود را بر اساس پاسخ مخاطب تنظیم کردند.
gradated color
رنگ درجهبندی شده
gradated scale
مقیاس درجهبندی شده
gradated effect
اثر درجهبندی شده
gradated layers
لایههای درجهبندی شده
gradated tones
نواهای درجهبندی شده
gradated shading
سایهزنی درجهبندی شده
gradated pattern
الگوی درجهبندی شده
gradated design
طراحی درجهبندی شده
gradated background
پسزمینه درجهبندی شده
gradated gradient
گرادیان درجهبندی شده
the colors in the painting are beautifully gradated.
رنگهای نقاشی به زیبایی گرادیانت شدهاند.
she gradated from university with honors.
او با افتخار از دانشگاه فارغ التحصیل شد.
the sound gradually gradated from loud to soft.
صدای آن به تدریج از بلند به آرام تبدیل شد.
his skills have gradated over the years.
مهارتهای او در طول سالها تکامل یافتهاند.
the temperature gradated smoothly throughout the day.
دمای هوا در طول روز به طور یکنواخت گرادیانت شد.
she used a gradated filter for her photography.
او از یک فیلتر گرادیانت برای عکاسی خود استفاده کرد.
the project was gradated into several phases.
پروژه به چندین فاز تقسیم شد.
his understanding of the subject has gradated significantly.
درک او از موضوع به طور قابل توجهی تکامل یافته است.
the course is designed to be gradated in difficulty.
این دوره به گونهای طراحی شده است که سختی آن به تدریج افزایش یابد.
they gradated their approach based on the audience's response.
آنها رویکرد خود را بر اساس پاسخ مخاطب تنظیم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید