graecize names
نامهای گریکیسازی شده
graecized form
فرم گریکیسازی شده
they graecized it
آن را گریکیسازی کردند
graecize spelling
حروف گریکیسازی شده
will they graecize?
آیا آنها گریکیسازی خواهند کرد؟
graecized version
نسخه گریکیسازی شده
he graecized words
وی گریکیسازی کرد
the historian chose to graecize the foreign name for clarity.
تاریخنگار تصمیم گرفت نام خارجی را به گریکی تغییر دهد تا واضحتر شود.
scholars often graecize ancient names to standardize them.
دانشمندان اغلب نامهای باستانی را به گریکی تغییر میدهند تا آنها را استاندارد کنند.
he attempted to graecize the technical term, but failed.
او سعی کرد کلمه فنی را به گریکی تغییر دهد، اما موفق نشد.
the manuscript contained several words that were clearly graecized.
متن دستنویس شامل چند کلمه بود که به وضوح به گریکی تغییر یافته بودند.
it's common to graecize geographical names in historical texts.
در متنهای تاریخی، معمول است که نامهای جغرافیایی را به گریکی تغییر دهند.
the author decided to graecize the deity's name for authenticity.
نویسنده تصمیم گرفت نام خدای را به گریکی تغییر دهد تا واقعیت بیشتری داشته باشد.
the process of graecizing the loanword was quite complex.
فرآیند گریکیکردن کلمه وارد شده بسیار پیچیده بود.
they graecized the title of the play to reflect its origins.
آنها عنوان نمایش را به گریکی تغییر دادند تا اصل آن را نشان دهند.
the linguist studied how the term was graecized over time.
زبانشناس مطالعه کرد که چگونه این کلمه در طول زمان به گریکی تغییر یافت.
the publisher requested that all names be graecized in the book.
ناشر درخواست کرد که تمام نامها در کتاب به گریکی تغییر یابند.
the ancient text showed a tendency to graecize foreign influences.
متن باستانی نشان داد که تمایلی به گریکیکردن تأثیرات خارجی دارد.
graecize names
نامهای گریکیسازی شده
graecized form
فرم گریکیسازی شده
they graecized it
آن را گریکیسازی کردند
graecize spelling
حروف گریکیسازی شده
will they graecize?
آیا آنها گریکیسازی خواهند کرد؟
graecized version
نسخه گریکیسازی شده
he graecized words
وی گریکیسازی کرد
the historian chose to graecize the foreign name for clarity.
تاریخنگار تصمیم گرفت نام خارجی را به گریکی تغییر دهد تا واضحتر شود.
scholars often graecize ancient names to standardize them.
دانشمندان اغلب نامهای باستانی را به گریکی تغییر میدهند تا آنها را استاندارد کنند.
he attempted to graecize the technical term, but failed.
او سعی کرد کلمه فنی را به گریکی تغییر دهد، اما موفق نشد.
the manuscript contained several words that were clearly graecized.
متن دستنویس شامل چند کلمه بود که به وضوح به گریکی تغییر یافته بودند.
it's common to graecize geographical names in historical texts.
در متنهای تاریخی، معمول است که نامهای جغرافیایی را به گریکی تغییر دهند.
the author decided to graecize the deity's name for authenticity.
نویسنده تصمیم گرفت نام خدای را به گریکی تغییر دهد تا واقعیت بیشتری داشته باشد.
the process of graecizing the loanword was quite complex.
فرآیند گریکیکردن کلمه وارد شده بسیار پیچیده بود.
they graecized the title of the play to reflect its origins.
آنها عنوان نمایش را به گریکی تغییر دادند تا اصل آن را نشان دهند.
the linguist studied how the term was graecized over time.
زبانشناس مطالعه کرد که چگونه این کلمه در طول زمان به گریکی تغییر یافت.
the publisher requested that all names be graecized in the book.
ناشر درخواست کرد که تمام نامها در کتاب به گریکی تغییر یابند.
the ancient text showed a tendency to graecize foreign influences.
متن باستانی نشان داد که تمایلی به گریکیکردن تأثیرات خارجی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید