grainings

[ایالات متحده]/ˈɡreɪnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪnɪŋz/

ترجمه

v. عمل تبدیل چیزی به حالت دانه‌ای یا بلوری
n. فرآیند شکل‌گیری به دانه‌ها یا ذرات

عبارات و ترکیب‌ها

grainings in wood

الگوی دانه‌ها در چوب

grainings of paint

الگوی رنگ

grainings on paper

الگوی دانه‌ها روی کاغذ

grainings of stone

الگوی دانه‌ها در سنگ

grainings of fabric

الگوی دانه‌ها در پارچه

grainings in metal

الگوی دانه‌ها در فلز

grainings of glass

الگوی دانه‌ها در شیشه

grainings of leather

الگوی دانه‌ها در چرم

grainings in design

الگوی دانه‌ها در طراحی

grainings of texture

الگوی بافت

جملات نمونه

the grainings on the surface of the wood are beautiful.

طرح‌های چوب روی سطح چوب زیبا هستند.

he admired the fine grainings of the marble.

او طرح‌های ظریف سنگ مرمر را تحسین کرد.

the artist highlighted the grainings in her painting.

هنرمند طرح‌های چوب را در نقاشی خود برجسته کرد.

the grainings of the fabric add texture to the design.

طرح‌های پارچه بافت را به طرح اضافه می‌کنند.

different wood grainings can affect the overall look of furniture.

طرح‌های مختلف چوب می‌توانند بر ظاهر کلی مبلمان تأثیر بگذارند.

she chose the table for its unique grainings.

او میز را به دلیل طرح‌های چوب منحصر به فردش انتخاب کرد.

the grainings in the stone create a stunning effect.

طرح‌های چوب در سنگ جلوه‌ای خیره‌کننده ایجاد می‌کنند.

he studied the grainings to understand the material better.

او طرح‌های چوب را مطالعه کرد تا بهتر متریال را درک کند.

the grainings on the wall add character to the room.

طرح‌های چوب روی دیوار شخصیت را به اتاق اضافه می‌کنند.

she loves the natural grainings found in handmade pottery.

او طرح‌های طبیعی چوب موجود در گلدان‌های دست‌ساز را دوست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید