graus

[ایالات متحده]/ɡraʊs/
[بریتانیا]/ɡraʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع grau؛ واحد اندازه‌گیری دمای یا زاویه؛ (به عنوان نام خانوادگی) Grau

جملات نمونه

she earned her doctorate at a prestigious university in berlin.

او دکترا خود را در یک دانشگاه معتبر در برلین کسب کرد.

the temperature dropped to minus ten degrees celsius last night.

دما به ده درجه زیر صفر سانتیگراد کاهش یافت.

water freezes at zero degrees under normal conditions.

در شرایط عادی آب در صفر درجه می‌یابد.

the angle measures exactly ninety degrees, forming a perfect right angle.

این زاویه دقیقاً نود درجه می‌باشد و یک زاویه قائمه کامل تشکیل می‌دهد.

he has a high fever, with his temperature reaching thirty-nine degrees.

او دمای بدن خود به ۳۹ درجه رسیده است.

berlin is located at approximately fifty-two degrees north latitude.

برلین در حدود ۵۲ درجه عرض شمالی قرار دارد.

she graduated with first-class honors, achieving the highest degree.

او با افتخار اول درجه فارغ‌التحصیل شد و بالاترین درجه را کسب کرد.

the temperature today is very pleasant, around twenty-two degrees.

دما امروز بسیار لذت‌بخش است، حدوداً بیست و دو درجه.

he suffered severe burns affecting thirty percent of his body.

او سوختگی‌های شدیدی داشت که ۳۰ درصد بدن او را تحت تأثیر قرار داد.

the mountain slope inclines at a steep forty-five-degree angle.

شیب کوه با زاویه ۴۵ درجه تند شیب دارد.

different opinions exist to varying degrees among the committee members.

نظرات متفاوتی بین اعضای کمیته وجود دارد.

the temperature reads ten degrees below zero on the thermometer.

دما در ترمومتر ده درجه زیر صفر نشان داده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید