degrees

[ایالات متحده]/dɪˈɡriːz/
[بریتانیا]/dɪˈɡriːz/

ترجمه

n. واحد‌های اندازه‌گیری برای زوایا یا دما

عبارات و ترکیب‌ها

degrees of separation

درجه‌های جدایی

degrees celsius

درجه سانتیگراد

degrees fahrenheit

درجه فارنهایت

higher degrees

درجه‌های بالاتر

all degrees

تمام درجه‌ها

bachelor's degrees

مدرک لیسانس

master's degrees

مدرک فوق لیسانس

doctoral degrees

مدرک دکتری

obtained degrees

درجه‌های کسب شده

pursuing degrees

در حال تحصیل در مقطع

جملات نمونه

the water temperature reached 30 degrees celsius.

دمای آب به 30 درجه سانتیگراد رسید.

she has a degree in computer science.

او مدرکی در رشته علوم کامپیوتر دارد.

he rotated the steering wheel by 90 degrees.

او فرمان را 90 درجه چرخاند.

the project is already three degrees behind schedule.

پروژه از برنامه زمانی سه درجه عقب است.

the angle of elevation was 45 degrees.

زاویه ارتفاع 45 درجه بود.

the politician’s popularity has increased by several degrees.

محبوبیت سیاستمدار چندین درجه افزایش یافته است.

the oven temperature is set to 180 degrees.

دمای فر به 180 درجه تنظیم شده است.

he suffered burns of varying degrees.

او دچار سوختگی با درجات مختلف شد.

the severity of the injury was assessed in degrees.

شدت آسیب‌دیدگی به صورت درجه‌بندی ارزیابی شد.

the company's profits increased by five degrees year-on-year.

سود شرکت نسبت به سال گذشته پنج درجه افزایش یافت.

the mountain rises to a height of 2,000 degrees above sea level.

کوه به ارتفاع 2000 متر بالاتر از سطح دریا می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید