greenest

[ایالات متحده]/[ˈɡriːnɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɡrɪnɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سبزترین؛ بسیار سبز؛ مربوط به محیط‌ زیست یا پایداری؛ سازگار با محیط‌ زیست.

عبارات و ترکیب‌ها

greenest grass

چمن سبزترین

greenest valley

دره سبزترین

greenest shade

سایه سبزترین

greenest fields

زمین‌های سبزترین

greenest color

سبزترین رنگ

be greenest

سبزترین باشد

greenest leaves

برگ‌های سبزترین

greenest spot

محل سبزترین

greenest hills

تپه‌های سبزترین

greenest forest

جنگل سبزترین

جملات نمونه

the greenest grass in the park was near the fountain.

سبزترین چمن در پارک نزدیک فواره بود.

she wanted to find the greenest apples at the farmer's market.

او می‌خواست سبزترین سیب‌ها را در بازار کشاورزان پیدا کند.

our town is known for having the greenest spaces in the county.

شهر ما به داشتن سبزترین فضاهای شهرستان معروف است.

he considered the greenest energy source to be solar power.

او سبزترین منبع انرژی را انرژی خورشیدی می‌دانست.

the restaurant boasts the greenest menu with organic ingredients.

رستوران با مواد تشکیل دهنده ارگانیک، سبزترین منو را دارد.

we drove through the greenest countryside i've ever seen.

ما از میان سبزی‌ترین فضای روستایی که تا به حال دیده‌ام رانندگی کردیم.

the greenest smoothie is made with spinach and kale.

سبزترین اسموتی با اسفناج و کلم تهیه می‌شود.

the company aims to be the greenest in the industry.

شرکت قصد دارد سبزترین در این صنعت باشد.

they planted the greenest trees along the riverbank.

آنها سبزترین درختان را در امتداد حاشیه رودخانه کاشتند.

the greenest path led us deeper into the forest.

سبزترین مسیر ما را عمیق‌تر به درون جنگل برد.

she admired the greenest hillsides during their hike.

او در طول پیاده‌روی خود به سبزی‌ترین تپه‌ها نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید