greeneyes

[ایالات متحده]/ˈɡriːnaɪz/
[بریتانیا]/ˈɡriːnaɪz/

ترجمه

adj. خیانت‌کار؛ ناراحت‌کننده؛ احساس یا نشان دادن ناراحتی
n. چشمانی که سبز هستند؛ نوعی ماهی با چشمان سبز؛ ماهی چشمان سبز

عبارات و ترکیب‌ها

greeneyes gleam

چشم‌های سبز درخشیدن

greeneyes flash

چشم‌های سبز لمعه‌اندازی

her greeneyes

چشم‌های سبز او

greeneyes narrow

چشم‌های سبز تنگ شدن

greeneyes glare

چشم‌های سبز نگاهی تیز و ناراحت‌کننده

greeneyes soften

چشم‌های سبز ملایم شدن

his greeneyes

چشم‌های سبز او

greeneyes sparkle

چشم‌های سبز درخشان شدن

greeneyes widen

چشم‌های سبز گشاد شدن

جملات نمونه

the mysterious stranger had striking greeneyes that seemed to glow in the darkness.

گرد و گویی ناشناخته با چشمان سبز شگفت انگیز داشت که در تاریکی نور می‌پرداخت.

she noticed the cat's mesmerizing greeneyes watching her from the shadows.

او متوجه چشمان سبز شگفت انگیز میله شد که از سایه‌ها به او نگاه می‌کرد.

a figure with piercing greeneyes stood at the window, silhouetted against the moonlight.

یک شخص با چشمان سبز تیز نورانی در پنجره ایستاده بود و در برابر نور ماه تاریکی داشت.

the dragon's greeneyes flared with magical energy as it prepared to breathe fire.

چشمان سبز دракون با انرژی جادویی می‌درخشد که آماده بود دود را بزند.

greeneyes gleamed with mischief as the child plotted her next prank.

چشمان سبز با نیات بد درخشیدند وقتی که کودک میل خود را برای فریب بعدی ترسیم کرد.

the detective's greeneyes narrowed suspiciously as he examined the evidence.

چشمان سبز دوستیاب کمی تار شدند وقتی که اثبات را بررسی می‌کرد.

greeneyes widened in shock when the truth was finally revealed.

چشمان سبز در شگفتی گشاد شدند وقتی که راز به طور نهایی آشکار شد.

the stranger's greeneyes held an expression of deep sadness and longing.

چشمان سبز ناشناخته نشان دهنده احساس غم عمیق و توقّع داشت.

greeneyes sparkled with joy when she received the unexpected gift.

چشمان سبز با خوشحالی درخشیدند وقتی که به عنوان هدیه غیرمنتظره دریافت شد.

the ghostly apparition's greeneyes pierced through the misty forest night.

چشمان سبز ظهور عجیب در شب جنگلی مه آلود را نورانی می‌کرد.

the greeneyed goddess emerged from the enchanted lake, her beauty beyond compare.

خدیجۀ سبز چشمان از دریاچه جادویی ظهور کرد، زیبایی او نمونه‌ای بی‌نظیر بود.

greeneyes stared back at her from the mirror, seeming almost unfamiliar.

چشمان سبز از آینه به او نگاه می‌کردند، به نظر می‌رسید کاملاً غریب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید