gridded layout
چیدمان شبکهای
gridded pattern
الگوی شبکهای
gridded design
طراحی شبکهای
gridded structure
ساختار شبکهای
gridded surface
سطح شبکهای
gridded map
نقشه شبکهای
gridded system
سیستم شبکهای
gridded coordinates
هماهنگهای شبکهای
gridded format
فرمت شبکهای
gridded data
دادههای شبکهای
the city was gridded with streets and parks.
شهر با خیابانها و پارکها به صورت شبکهای بود.
we used a gridded map for our hiking trip.
ما از یک نقشه شبکهای برای سفر پیادهروی خود استفاده کردیم.
the architect designed a gridded layout for the new building.
معمار یک طرح شبکهای برای ساختمان جدید طراحی کرد.
her artwork featured a gridded pattern of colors.
هنر او دارای یک الگوی شبکهای از رنگها بود.
the garden was gridded into sections for different plants.
باغ به بخشهای مختلف برای گیاهان مختلف تقسیمبندی شده بود.
we gridded the area to plan our construction project.
ما منطقه را برای برنامهریزی پروژه ساختمانی خود شبکهبندی کردیم.
the data was organized in a gridded format for analysis.
دادهها برای تجزیه و تحلیل به صورت قالب شبکهای سازماندهی شدند.
they gridded the field to ensure even planting.
آنها مزرعه را برای اطمینان از کاشت یکنواخت شبکهبندی کردند.
the software uses a gridded interface for better usability.
نرمافزار از یک رابط کاربری شبکهای برای افزایش قابلیت استفاده استفاده میکند.
her notes were gridded for easy reading and organization.
یادداشتهای او برای سهولت خواندن و سازماندهی شبکهبندی شده بودند.
gridded layout
چیدمان شبکهای
gridded pattern
الگوی شبکهای
gridded design
طراحی شبکهای
gridded structure
ساختار شبکهای
gridded surface
سطح شبکهای
gridded map
نقشه شبکهای
gridded system
سیستم شبکهای
gridded coordinates
هماهنگهای شبکهای
gridded format
فرمت شبکهای
gridded data
دادههای شبکهای
the city was gridded with streets and parks.
شهر با خیابانها و پارکها به صورت شبکهای بود.
we used a gridded map for our hiking trip.
ما از یک نقشه شبکهای برای سفر پیادهروی خود استفاده کردیم.
the architect designed a gridded layout for the new building.
معمار یک طرح شبکهای برای ساختمان جدید طراحی کرد.
her artwork featured a gridded pattern of colors.
هنر او دارای یک الگوی شبکهای از رنگها بود.
the garden was gridded into sections for different plants.
باغ به بخشهای مختلف برای گیاهان مختلف تقسیمبندی شده بود.
we gridded the area to plan our construction project.
ما منطقه را برای برنامهریزی پروژه ساختمانی خود شبکهبندی کردیم.
the data was organized in a gridded format for analysis.
دادهها برای تجزیه و تحلیل به صورت قالب شبکهای سازماندهی شدند.
they gridded the field to ensure even planting.
آنها مزرعه را برای اطمینان از کاشت یکنواخت شبکهبندی کردند.
the software uses a gridded interface for better usability.
نرمافزار از یک رابط کاربری شبکهای برای افزایش قابلیت استفاده استفاده میکند.
her notes were gridded for easy reading and organization.
یادداشتهای او برای سهولت خواندن و سازماندهی شبکهبندی شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید