griddles

[ایالات متحده]/ˈɡrɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈɡrɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تابه کم عمق برای درست کردن پنکیک؛ الک؛ تابه‌های گریل (جمع گریل)
v. الک کردن؛ روی تابه گریل پختن

عبارات و ترکیب‌ها

hot griddles

ورقه‌های داغ

cast iron griddles

ورقه‌های چدنی

electric griddles

ورقه‌های برقی

nonstick griddles

ورقه‌های نچسب

large griddles

ورقه‌های بزرگ

griddles and pans

ورقه‌ها و تابه ها

griddles for pancakes

ورقه‌های مخصوص پنیر

stainless griddles

ورقه‌های استیل

griddles with lids

ورقه‌های درب دار

griddles for grilling

ورقه‌های مخصوص کباب کردن

جملات نمونه

we cooked pancakes on the griddles.

ما پنکیک‌ها را روی گریل درست کردیم.

the griddles heated up quickly for breakfast.

گریل‌ها به سرعت برای صبحانه گرم شدند.

she prefers using griddles for making sandwiches.

او ترجیح می‌دهد از گریل برای درست کردن ساندویچ استفاده کند.

griddles are great for cooking multiple items at once.

گریل‌ها برای پختن چندین ماده به طور همزمان عالی هستند.

we bought new griddles for the outdoor barbecue.

ما گریل‌های جدید برای باربکیوی فضای باز خریدیم.

he loves to experiment with different recipes on griddles.

او عاشق آزمایش دستورالعمل‌های مختلف روی گریل است.

griddles can be used for both sweet and savory dishes.

می‌توان از گریل‌ها هم برای غذاهای شیرین و هم برای غذاهای شور استفاده کرد.

the restaurant specializes in dishes cooked on griddles.

رستوران در تهیه غذاهایی که روی گریل پخته می‌شوند تخصص دارد.

cleaning the griddles after cooking is essential.

تمیز کردن گریل‌ها بعد از پختن ضروری است.

griddles are popular in many cuisines around the world.

گریل‌ها در بسیاری از غذاهای جهان محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید