gridlines

[ایالات متحده]/ˈɡrɪdlaɪn/
[بریتانیا]/ˈɡrɪdlaɪn/

ترجمه

n. خطی که یک شبکه را به بخش‌ها تقسیم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gridline visibility

قابلیت دید خطوط شبکه

gridline settings

تنظیمات خطوط شبکه

gridline color

رنگ خطوط شبکه

gridline style

سبک خطوط شبکه

gridline spacing

فاصله خطوط شبکه

gridline adjustments

تنظیمات خطوط شبکه

gridline options

گزینه های خطوط شبکه

gridline alignment

تراز خطوط شبکه

gridline format

فرمت خطوط شبکه

gridline reference

مرجع خطوط شبکه

جملات نمونه

the gridline helps to align the elements on the page.

خط کش به هم ترازی عناصر روی صفحه کمک می کند.

make sure the gridline is visible for better accuracy.

مطمئن شوید که خط کش برای دقت بیشتر قابل مشاهده است.

adjust the gridline settings in the software preferences.

تنظیمات خط کش را در تنظیمات نرم افزار تنظیم کنید.

gridline spacing can affect the overall layout.

فاصله خط کش می تواند بر طرح کلی تأثیر بگذارد.

the designer used a gridline to create a balanced composition.

طراح از خط کش برای ایجاد یک ترکیب متعادل استفاده کرد.

gridline visibility can be toggled on or off in the view menu.

می توان قابلیت مشاهده خط کش را در منوی مشاهده روشن یا خاموش کرد.

using a gridline can improve the precision of your drawings.

استفاده از خط کش می تواند دقت نقاشی های شما را بهبود بخشد.

the gridline serves as a guide for placing objects.

خط کش به عنوان راهنمایی برای قرار دادن اشیاء عمل می کند.

gridline patterns can enhance the visual appeal of a design.

الگوهای خط کش می توانند جذابیت بصری یک طرح را افزایش دهند.

he adjusted the gridline to fit the new layout.

او خط کش را برای مطابقت با طرح جدید تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید