gridlocked traffic
ترافیک سنگین
gridlocked city
شهر در ترافیک سنگین
gridlocked intersection
تقاطع در ترافیک سنگین
gridlocked roads
جادههای سنگین
gridlocked rush hour
اوج ترافیک سنگین
gridlocked freeway
اتوبان سنگین
gridlocked area
منطقه سنگین
gridlocked lanes
خطوط سنگین
gridlocked downtown
مرکز شهر در ترافیک سنگین
gridlocked commute
مسیر رفت و برگشت سنگین
the city was gridlocked during rush hour.
شهر در ساعات شلوغی ترافیکی کاملاً مسدود شده بود.
we were gridlocked on the highway for hours.
ما ساعتها در بزرگراه در ترافیک مسدود شده بودیم.
the traffic was gridlocked due to the accident.
ترافیک به دلیل تصادف کاملاً مسدود شده بود.
gridlocked streets made it hard to get to the event.
خیابانهای مسدود شده باعث شد رفتن به محل برگزاری رویداد سخت باشد.
during the parade, the roads were completely gridlocked.
در طول رژه، جادهها کاملاً مسدود شده بودند.
gridlocked traffic caused us to miss our flight.
ترافیک مسدود شده باعث شد پروازمان را از دست بدهیم.
the city implemented new measures to reduce gridlocked traffic.
شهر برای کاهش ترافیک مسدود شده، اقدامات جدیدی را اجرا کرد.
gridlocked intersections are a common sight in big cities.
تقاطعهای مسدود شده یک منظره رایج در شهرهای بزرگ هستند.
we sat in gridlocked traffic, frustrated and late.
ما در ترافیک مسدود شده نشستیم، ناامید و دیر رسیدیم.
gridlocked conditions can lead to increased air pollution.
شرایط ترافیکی مسدود شده میتواند منجر به افزایش آلودگی هوا شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید