griping about
شکایت کردن درباره
griping over
شکایت کردن در مورد
griping session
جلسه شکایت
constant griping
شکایت دائمی
griping tone
لحن شکایت
griping remarks
اظهارات شکایت
griping citizens
شهروندان ناراضی
griping complaints
شکایات
griping friends
دوستان شکایت کننده
griping issues
مشکلات شکایت
she is always griping about her workload.
او همیشه در مورد حجم کاری خود شکایت میکند.
he spent the entire evening griping over dinner.
او تمام بعد از ظهر را در حین شام شکایت کرد.
stop griping and start taking action.
شکایت کردن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید.
they were griping about the long wait at the airport.
آنها در مورد انتظار طولانی در فرودگاه شکایت داشتند.
she has a habit of griping whenever things don't go her way.
او عادت دارد هر وقت که事情 طبق برنامه پیش نمیرود شکایت کند.
he was griping about the weather all day.
او تمام روز در مورد آب و هوا شکایت کرد.
people are griping about the new policy changes.
افراد در مورد تغییرات سیاست جدید شکایت دارند.
she couldn't help griping about the service at the restaurant.
او نمیتوانست از شکایت در مورد خدمات در رستوران خودداری کند.
instead of griping, let's find a solution.
به جای شکایت، بیایید راه حلی پیدا کنیم.
his griping only made the situation worse.
شکایت او فقط اوضاع را بدتر کرد.
griping about
شکایت کردن درباره
griping over
شکایت کردن در مورد
griping session
جلسه شکایت
constant griping
شکایت دائمی
griping tone
لحن شکایت
griping remarks
اظهارات شکایت
griping citizens
شهروندان ناراضی
griping complaints
شکایات
griping friends
دوستان شکایت کننده
griping issues
مشکلات شکایت
she is always griping about her workload.
او همیشه در مورد حجم کاری خود شکایت میکند.
he spent the entire evening griping over dinner.
او تمام بعد از ظهر را در حین شام شکایت کرد.
stop griping and start taking action.
شکایت کردن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید.
they were griping about the long wait at the airport.
آنها در مورد انتظار طولانی در فرودگاه شکایت داشتند.
she has a habit of griping whenever things don't go her way.
او عادت دارد هر وقت که事情 طبق برنامه پیش نمیرود شکایت کند.
he was griping about the weather all day.
او تمام روز در مورد آب و هوا شکایت کرد.
people are griping about the new policy changes.
افراد در مورد تغییرات سیاست جدید شکایت دارند.
she couldn't help griping about the service at the restaurant.
او نمیتوانست از شکایت در مورد خدمات در رستوران خودداری کند.
instead of griping, let's find a solution.
به جای شکایت، بیایید راه حلی پیدا کنیم.
his griping only made the situation worse.
شکایت او فقط اوضاع را بدتر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید