grizzleys

[ایالات متحده]/ˈɡrɪzli/
[بریتانیا]/ˈɡrɪzli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگ خاکستری یا خاکستری-سفید
n. نوعی الک آهنی

عبارات و ترکیب‌ها

grizzley bear

خرس گریزی

grizzley attack

حمله خرس گریزی

grizzley habitat

زیستگاه خرس گریزی

grizzley sighting

مشاهده خرس گریزی

grizzley population

جمعیت خرس گریزی

grizzley tracks

ردپای خرس گریزی

grizzley conservation

حفظ خرس گریزی

grizzley cubs

بچه های خرس گریزی

grizzley encounter

برخورد با خرس گریزی

grizzley territory

سرزمین خرس گریزی

جملات نمونه

the grizzley bear is a powerful symbol of the wilderness.

خرس گریزی نماد قدرتمندی از طبیعت وحشی است.

many hikers are cautious of grizzley sightings in the national park.

بسیاری از کوهنوردان در مورد مشاهده خرس‌های گریزی در پارک ملی محتاط هستند.

grizzley bears can weigh up to 800 pounds.

خرس‌های گریزی می‌توانند تا 363 کیلوگرم وزن داشته باشند.

it is important to store food properly to avoid attracting grizzley bears.

برای جلوگیری از جذب خرس‌های گریزی، نگهداری صحیح از غذا مهم است.

grizzley bears are known for their impressive strength and size.

خرس‌های گریزی به خاطر قدرت و جثه چشمگیرشان شناخته می‌شوند.

photographers often seek out grizzley bears for wildlife shots.

عکاسان اغلب به دنبال خرس‌های گریزی برای عکس‌های حیات وحشی هستند.

grizzley cubs are incredibly cute and playful.

خرس‌های گریزی بسیار دوست‌داشتنی و بازیگوش هستند.

conservation efforts are crucial for protecting grizzley bear habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه‌های خرس‌های گریزی بسیار مهم هستند.

seeing a grizzley in the wild can be a thrilling experience.

دیدن یک خرس گریزی در طبیعت می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز باشد.

grizzley bears hibernate during the winter months.

خرس‌های گریزی در ماه‌های زمستان به حالت خواب زمستانی می‌روند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید