groined

[ایالات متحده]/ɡrɔɪnd/
[بریتانیا]/ɡrɔɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[آناتومی] کشاله ران؛ قوس کشاله ران.
v.به شکل قوس کشاله ران درآوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

groined arch

طاق گنبدی

groined vault

حوض گنبدی

groined ceiling

سقف گنبدی

groined design

طراحی گنبدی

groined structure

ساختار گنبدی

groined space

فضای گنبدی

groined pattern

الگوی گنبدی

groined form

فرم گنبدی

groined intersection

تقاطع گنبدی

groined element

عنصر گنبدی

جملات نمونه

the architect designed a groined vault for the cathedral.

معمار یک طاق گنبدی برای کلیسا طراحی کرد.

the groined ceiling added elegance to the room.

سقف گنبدی به اتاق ظرافت بخشید.

they admired the intricate patterns of the groined arches.

آنها به الگوهای پیچیده طاقچه‌های گنبدی علاقه مند بودند.

groined structures are often found in gothic architecture.

ساختارهای گنبدی اغلب در معماری گوتیک یافت می شوند.

the artist painted a scene under the groined ceiling.

هنرمند صحنه ای را زیر سقف گنبدی نقاشی کرد.

visitors were fascinated by the groined vaults in the museum.

بازدیدکنندگان از طاقچه‌های گنبدی در موزه مجذوب شدند.

the restoration of the groined ceiling was a challenging task.

بازسازی سقف گنبدی یک کار چالش برانگیز بود.

she studied the history of groined architecture.

او تاریخچه معماری گنبدی را مطالعه کرد.

the cathedral features stunning groined arches.

کلیسا دارای طاقچه‌های گنبدی خیره‌کننده است.

he explained the significance of groined ceilings in ancient buildings.

او اهمیت سقف‌های گنبدی در ساختمان‌های باستانی را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید