vaulted

[ایالات متحده]/ˈvɔːltɪd/
[بریتانیا]/ˈvɔːltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سقف گرد یا به شکل قوس
v. به شکل قوس ساختن؛ انجام پرش با نیزه
Word Forms
قسمت سوم فعلvaulted
زمان گذشتهvaulted

عبارات و ترکیب‌ها

vaulted ceiling

سقف شیروانی

vaulted arch

طاق گنبدی

vaulted corridor

راهروی طاق گنبدی

vaulted crypt

گنجینه طاق گنبدی

جملات نمونه

Ryker vaulted the barrier.

ریکر از روی مانع پرید.

vaulted into a position of wealth.

وارد جایگاه ثروت شد.

He vaulted the fence.

او از روی حصار پرید.

he vaulted cleanly through the open window.

او به طور تمیز از پنجره باز عبور کرد.

there was a high ceiling, vaulted with cut slate.

یک سقف بلند وجود داشت که با سنگ اسلات بریده شده بود.

he vaulted over the gate.

او از روی دروازه پرید.

At the east end of the nave is the vaulted sanctuary apse and at the west end a great narthex or vestibule, beyond which an exonarthex opens to the forecourt, or atrium.

در انتهای شرقی صحن خانه، محراب گنبدی شکل و در انتهای غربی، یک دهانه بزرگ یا دهلیز وجود دارد، که از آنجا یک دهانه بیرونی به حیاط یا طاقچه باز می‌شود.

High vaulted rooms with cool uncarpeted floors, great dogs upon the hearths for the burning of wood in winter time, and all luxuries befitting the state of a marquis in a luxurious age and country.

اتاق‌های طاق بلند با کف‌های خنک و بدون فرش، سگ‌های بزرگ روی شومینه‌ها برای سوزاندن چوب در زمستان و تمام تجملاتی که متناسب با مقام یک مارکیز در یک عصر و کشور لوکس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید