groveling

[ایالات متحده]/ˈɡrɒv.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡrɑː.vəl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خزنده یا دراز کشیده بر روی زمین؛ نشان دهنده تواضع یا بندگی بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

groveling apology

عذرخواهی تحقیرآمیز

groveling submission

تسلیم تحقیرآمیز

groveling behavior

رفتار تحقیرآمیز

groveling for forgiveness

تمنا برای بخشش

groveling under pressure

تحقیرآمیز تحت فشار

groveling to authority

تمنا در برابر اقتدار

groveling for approval

تمنا برای تایید

groveling in defeat

تحقیرآمیز در شکست

groveling for attention

تمنا برای توجه

جملات نمونه

he was groveling for forgiveness after the argument.

او بعد از بحث برای بخشش التماس می‌کرد.

she found him groveling at her feet.

او او را در حال التماس کردن به پایش پیدا کرد.

the employee was groveling to keep his job.

کارمند برای حفظ شغل خود التماس می‌کرد.

he spent hours groveling in front of his boss.

او ساعت‌ها در مقابل رئیس خود التماس می‌کرد.

she hated groveling to anyone for help.

او از التماس کردن به هر کسی برای کمک متنفر بود.

after the mistake, he was groveling for a second chance.

بعد از اشتباه، او برای یک فرصت دوباره التماس می‌کرد.

they caught him groveling for approval from his peers.

آنها او را در حال التماس برای تایید از همکارانش دیدند.

she felt embarrassed groveling for her lost item.

او در حالی که برای وسیله گمشده‌اش التماس می‌کرد، احساس شرمندگی کرد.

he was groveling to his ex for another chance.

او برای یک فرصت دیگر به خواستگاری‌اش التماس می‌کرد.

groveling is not a good way to earn respect.

التماس کردن راه خوبی برای کسب احترام نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید