grubbed

[ایالات متحده]/ɡrʌbd/
[بریتانیا]/ɡrʌbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت جستجو کرد اما معمولاً بی‌اثر (به‌ویژه برای اطلاعات)؛ در زمین حفاری کرد؛ یافت (افراد یا چیزهای بد)؛ بیرون آورد

عبارات و ترکیب‌ها

grubbed up

کند و جوان زد

grubbed around

در اطراف کند

grubbed out

بیرون کند

grubbed in

درون کند

grubbed away

دور کرد

grubbed deep

به عمق کند

grubbed clean

به طور کامل کند

grubbed together

با هم کند

grubbed for

برای کندن

grubbed hard

سخت کند

جملات نمونه

the children grubbed around in the dirt for hidden treasures.

کودکان در خاک جستجو کردند تا گنج‌های پنهان را پیدا کنند.

she grubbed up some weeds from the garden.

او علف‌های هرز را از باغ بیرون کرد.

he grubbed through the old boxes looking for his childhood toys.

او در جعبه‌های قدیمی به دنبال اسباب‌بازی‌های دوران کودکی خود گشت.

the archaeologist grubbed up ancient artifacts during the dig.

باستان‌شناس در حین حفاری، آثار باستانی را کشف کرد.

they grubbed for information about the town's history.

آنها به دنبال اطلاعاتی در مورد تاریخ شهر بودند.

after hours of searching, he finally grubbed out the lost document.

پس از ساعت‌ها جستجو، او سرانجام سند گمشده را پیدا کرد.

she grubbed through her closet to find something to wear.

او در کمد لباس‌هایش گشت تا چیزی برای پوشیدن پیدا کند.

they grubbed up the old carpet to replace it with a new one.

آنها فرش قدیمی را بیرون کردند تا آن را با یک فرش جدید جایگزین کنند.

the dog grubbed in the yard for buried bones.

سگ در حیاط به دنبال استخوان‌های مدفون شده گشت.

she grubbed for her keys in the bottom of her bag.

او در پایین کیف خود به دنبال کلیدهایش گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید