grunted

[ایالات متحده]/ɡrʌntɪd/
[بریتانیا]/ɡrʌntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته grunt؛ صدای کم و غیردقیق تولید کردن؛ به آرامی زمزمه کردن یا صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

he grunted

او غرغر کرد

she grunted

او زن غرغر کرد

grunted loudly

با صدای بلند غرغر کرد

grunted softly

به آرامی غرغر کرد

grunted in pain

درد فرا گرفته بود و غرغر کرد

grunted with effort

با تلاش غرغر کرد

grunted his agreement

غرغر کرد و موافقت خود را نشان داد

grunted at me

به من غرغر کرد

grunted in frustration

با ناامیدی غرغر کرد

grunted a reply

در جواب غرغر کرد

جملات نمونه

the old man grunted as he lifted the heavy box.

مرد پیر با بلند شدن جعبه سنگین غرغر کرد.

she grunted in agreement when he suggested going for a walk.

او با موافقت غرغر کرد وقتی پیشنهاد دادند برای پیاده‌روی بروند.

the dog grunted happily when it saw its owner.

سگ با خوشحالی غرغر کرد وقتی صاحبش را دید.

he grunted with frustration after losing the game.

او با ناامیدی غرغر کرد بعد از باختن در بازی.

the horse grunted as it trotted down the path.

اسب غرغر کرد وقتی در مسیر قدم زد.

she grunted while trying to open the stubborn jar.

او در حالی که سعی می‌کردد شیشه سرسخت را باز کند غرغر کرد.

the toddler grunted in delight when he saw the cake.

کودک خردسال با خوشحالی غرغر کرد وقتی کیک را دید.

he grunted a warning to his friend before the fall.

او قبل از افتادن به دوستش هشدار غرغر کرد.

the weightlifter grunted loudly during his final lift.

وزنه‌بر در بلند کردن نهایی خود با صدای بلند غرغر کرد.

she grunted as she pushed the shopping cart up the hill.

او در حالی که کالسیک را به سمت بالای تپه هل می‌داد غرغر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید