gues

[ایالات متحده]/ɡjuːz/
[بریتانیا]/ɡjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع gue؛ یک ابزار موسیقی دو ریس.

عبارات و ترکیب‌ها

guess what

چه چیزی حدس می‌زنی

i guess

من حدس می‌زنم

guess again

دوباره حدس بزن

good guess

حدس خوبی

wild guess

حدس بی‌پایه

educated guess

حدس مبنی بر دانش

guess who

کی را حدس می‌زنی

second guess

حدس دوم

never guess

هرگز حدس نمی‌زنم

just guessing

فقط حدس می‌زنم

جملات نمونه

i think she's about 30, but that's just a rough guess.

من فکر می‌کنم او حدوداً ۳۰ سال دارد، اما این فقط یک حدس خشن است.

let me take a wild guess at what happened.

بگذار من یک حدس خیلی دور از واقعیت درباره آنچه که افتاده است بزنم.

based on the evidence, my educated guess is that he's guilty.

بر اساس شواهد، حدس من این است که او مجرم است.

it's pure guess whether the project will succeed.

این کاملاً یک حدس است که آیا پروژه موفق خواهد شد یا خیر.

at a guess, i'd say there were 200 people at the concert.

حدس می‌کنم ۲۰۰ نفر در کنسرت حضور داشتند.

i guess you're right about that.

من فکر می‌کنم شما در مورد آن درست هستید.

guess what? i got the job!

حدس بزن! من شغل را کسب کردم!

if you think that's the answer, guess again.

اگر فکر می‌کنید این پاسخ است، دوباره حدس بزنید.

your guess is as good as mine on this matter.

حدس شما در این مورد به همان اندازه خوبی است که من حدس می‌زنم.

the outcome of the election is anybody's guess at this point.

نتیجه انتخابات در این لحظه حدس هر کسی است.

i can only make an educated guess about his motives.

من فقط می‌توانم درباره دلایل او یک حدس آموزش‌پذیر بزنم.

after careful consideration, my guess is that prices will rise.

پس از فکر کردن دقیق، حدس من این است که قیمت‌ها افزایش خواهند یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید