a guesser
حدس زن
guessers often
حدس زن ها اغلب
be a guesser
یک حدس زن باشید
guessers' chance
شانس حدس زن ها
guessers' work
کار حدس زن ها
guessers' delight
شادی حدس زن ها
he's a natural guesser, always taking risks.
او یک حدسزن طبیعی است، همیشه ریسک میکند.
the game rewards a good guesser with points.
بازی پاداش امتیاز به یک حدسزن خوب میدهد.
she's a keen guesser and loves riddles.
او یک حدسزن باهوش است و عاشق معماها است.
don't be a guesser; do your research first.
حدس نزنید؛ اول تحقیق کنید.
he was a lucky guesser in the lottery.
او یک حدسزن خوششانس در قرعهکشی بود.
she's a skilled guesser at poker games.
او یک حدسزن ماهر در بازیهای پوکر است.
the detective was a clever guesser, solving the case.
کارآگاه یک حدسزن باهوش بود و پرونده را حل کرد.
he's a notorious guesser, often wrong but persistent.
او یک حدسزن بدنام است، اغلب اشتباه اما پیگیر.
she's a cautious guesser, preferring to analyze.
او یک حدسزن محتاط است، ترجیح میدهد تحلیل کند.
he's a hopeless guesser, never getting it right.
او یک حدسزن درمانده است، هرگز درست نمیگوید.
the child is a playful guesser, enjoying the challenge.
کودک یک حدسزن بازیگوش است و از چالش لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید