guesser

[ایالات متحده]/ˈɡesə(r)/
[بریتانیا]/ˈɡesər/

ترجمه

n. حدس زننده

عبارات و ترکیب‌ها

a guesser

حدس زن

guessers often

حدس زن ها اغلب

be a guesser

یک حدس زن باشید

guessers' chance

شانس حدس زن ها

guessers' work

کار حدس زن ها

guessers' delight

شادی حدس زن ها

جملات نمونه

he's a natural guesser, always taking risks.

او یک حدس‌زن طبیعی است، همیشه ریسک می‌کند.

the game rewards a good guesser with points.

بازی پاداش امتیاز به یک حدس‌زن خوب می‌دهد.

she's a keen guesser and loves riddles.

او یک حدس‌زن باهوش است و عاشق معماها است.

don't be a guesser; do your research first.

حدس نزنید؛ اول تحقیق کنید.

he was a lucky guesser in the lottery.

او یک حدس‌زن خوش‌شانس در قرعه‌کشی بود.

she's a skilled guesser at poker games.

او یک حدس‌زن ماهر در بازی‌های پوکر است.

the detective was a clever guesser, solving the case.

کارآگاه یک حدس‌زن باهوش بود و پرونده را حل کرد.

he's a notorious guesser, often wrong but persistent.

او یک حدس‌زن بدنام است، اغلب اشتباه اما پیگیر.

she's a cautious guesser, preferring to analyze.

او یک حدس‌زن محتاط است، ترجیح می‌دهد تحلیل کند.

he's a hopeless guesser, never getting it right.

او یک حدس‌زن درمانده است، هرگز درست نمی‌گوید.

the child is a playful guesser, enjoying the challenge.

کودک یک حدس‌زن بازیگوش است و از چالش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید