smiled guilefully
با مکر لبخند زد
spoke guilefully
با مکر صحبت کرد
whispered guilefully
با مکر زمزمه کرد
nodded guilefully
با مکر سر تکان داد
trickster guilefully
با مکر فریبکار
the politician guilefully manipulated public opinion to win the election.
سیاستمدار با مکر و فریب، افکار عمومی را دستکاری کرد تا در انتخابات پیروز شود.
the con artist guilefully deceived elderly victims out of their life savings.
کلاهبردار با مکر و فریب، قربانیان پیر را فریب داد و پس انداز طولانی مدت آنها را به دست آورد.
the spy guilefully plotted to steal classified documents from the embassy.
جاسوس با مکر و فریب طرحی برای سرقت اسناد محرمانه از سفارتخانه کشید.
the negotiator guilefully avoided making any firm commitments during the talks.
مذاکره کننده با مکر و فریب از دادن هرگونه تعهد جدی در طول مذاکرات خودداری کرد.
the salesperson guilefully persuaded customers to buy unnecessary insurance policies.
فروشنده با مکر و فریب مشتریان را متقاعد کرد تا بیمه های غیرضروری خریداری کنند.
the corporate executive guilefully acquired smaller competitors through hostile takeovers.
مدیر اجرایی شرکت با مکر و فریب، رقبای کوچکتر را از طریق تصرفات خصمانه به دست آورد.
the hacker guilefully exploited security vulnerabilities in the banking system.
هکر با مکر و فریب از آسیب پذیری های امنیتی در سیستم بانکی سوء استفاده کرد.
the murderer guilefully concealed evidence at the crime scene.
قاتل با مکر و فریب مدارک را در صحنه جرم پنهان کرد.
the rival companies guilefully orchestrated a nationwide price-fixing scheme.
شرکت های رقیب با مکر و فریب یک طرح متقلبانه برای تعیین قیمت در سراسر کشور سازماندهی کردند.
the fraudster guilefully enticed investors with promises of astronomical returns.
کلاهبردار با مکر و فریب سرمایه گذاران را با وعده بازدهی نجومی اغوا کرد.
the diplomat guilefully sidestepped controversial questions during the interview.
دیپلمات با مکر و فریب از پاسخ دادن به سوالات بحث برانگیز در طول مصاحبه خودداری کرد.
smiled guilefully
با مکر لبخند زد
spoke guilefully
با مکر صحبت کرد
whispered guilefully
با مکر زمزمه کرد
nodded guilefully
با مکر سر تکان داد
trickster guilefully
با مکر فریبکار
the politician guilefully manipulated public opinion to win the election.
سیاستمدار با مکر و فریب، افکار عمومی را دستکاری کرد تا در انتخابات پیروز شود.
the con artist guilefully deceived elderly victims out of their life savings.
کلاهبردار با مکر و فریب، قربانیان پیر را فریب داد و پس انداز طولانی مدت آنها را به دست آورد.
the spy guilefully plotted to steal classified documents from the embassy.
جاسوس با مکر و فریب طرحی برای سرقت اسناد محرمانه از سفارتخانه کشید.
the negotiator guilefully avoided making any firm commitments during the talks.
مذاکره کننده با مکر و فریب از دادن هرگونه تعهد جدی در طول مذاکرات خودداری کرد.
the salesperson guilefully persuaded customers to buy unnecessary insurance policies.
فروشنده با مکر و فریب مشتریان را متقاعد کرد تا بیمه های غیرضروری خریداری کنند.
the corporate executive guilefully acquired smaller competitors through hostile takeovers.
مدیر اجرایی شرکت با مکر و فریب، رقبای کوچکتر را از طریق تصرفات خصمانه به دست آورد.
the hacker guilefully exploited security vulnerabilities in the banking system.
هکر با مکر و فریب از آسیب پذیری های امنیتی در سیستم بانکی سوء استفاده کرد.
the murderer guilefully concealed evidence at the crime scene.
قاتل با مکر و فریب مدارک را در صحنه جرم پنهان کرد.
the rival companies guilefully orchestrated a nationwide price-fixing scheme.
شرکت های رقیب با مکر و فریب یک طرح متقلبانه برای تعیین قیمت در سراسر کشور سازماندهی کردند.
the fraudster guilefully enticed investors with promises of astronomical returns.
کلاهبردار با مکر و فریب سرمایه گذاران را با وعده بازدهی نجومی اغوا کرد.
the diplomat guilefully sidestepped controversial questions during the interview.
دیپلمات با مکر و فریب از پاسخ دادن به سوالات بحث برانگیز در طول مصاحبه خودداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید