gulleys

[ایالات متحده]/[ˈɡʌliːz]/
[بریتانیا]/[ˈɡʌliːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کانالی یا حوضچه‌ای که برای منحرف کردن آب از جاده یا سطح دیگر طراحی شده است؛ یک کانال یا شیار طبیعی در زمین، که اغلب به دلیل فرسایش آب ایجاد می‌شود.

جملات نمونه

the heavy rain carved deep gullies into the hillside.

باران شدید، گودال‌های عمیقی را در دامنه کوه ایجاد کرد.

we walked along the edge of the gullies, careful not to slip.

ما در امتداد لبه گودال‌ها راه رفتیم و مراقب بودیم که زمین نخوریم.

erosion caused by the river had created numerous gullies in the field.

فرسایش ناشی از رودخانه باعث ایجاد گودال‌های متعددی در مزرعه شده بود.

the farmer tried to prevent further gully formation on his land.

کشاورز سعی کرد از تشکیل بیشتر گودال در زمینش جلوگیری کند.

water flowed rapidly through the narrow gullies after the storm.

پس از طوفان، آب به سرعت از طریق گودال‌های باریک جریان یافت.

the landscape was marked by a network of interconnected gullies.

مناظر با شبکه‌ای از گودال‌های به هم متصل مشخص شده بود.

we observed the sediment deposits within the gullies.

ما رسوبات رسوبات را در داخل گودال‌ها مشاهده کردیم.

the construction crew needed to fill in the existing gullies.

تیم ساختمانی نیاز داشت تا گودال‌های موجود را پر کند.

gullies can significantly impact soil stability and water quality.

گودال‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی بر پایداری خاک و کیفیت آب تأثیر بگذارند.

the researchers studied the gully morphology and its evolution.

محققان مورفولوژی گودال و تکامل آن را مطالعه کردند.

vegetation helps to stabilize the soil and prevent gully development.

گیاهان به تثبیت خاک و جلوگیری از توسعه گودال‌ها کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید