gunned

[ایالات متحده]/ɡʌnd/
[بریتانیا]/ɡʌnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مسلح با یک اسلحه
v. با اسلحه شلیک کردن؛ تسریع کردن (گذشته‌ی participle از gun)

عبارات و ترکیب‌ها

gunned down

سرکوب کرد

gunned up

آماده شلیک شد

gunned at

به سمت هدف نشانه رفت

gunned for

به قصد گرفتن

gunned out

خالی شد

gunned across

از آن طرف به آن طرف شلیک کرد

gunned into

وارد شد

gunned along

در طول مسیر شلیک کرد

gunned downed

سرکوب کرد

gunned away

دورتر شلیک کرد

جملات نمونه

the suspect was gunned down in a shootout with the police.

مشتبه به در یک تیراندازی با پلیس مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

he was gunned down while trying to escape.

او در حالی که سعی داشت فرار کند مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

the gang members gunned each other in a turf war.

اعضای باند در یک جنگ سرزمینی یکدیگر را مورد اصابت گلوله قرار دادند.

witnesses reported that the man was gunned down in broad daylight.

شهود گزارش دادند که مرد در وضح روز مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.

she was gunned down after a heated argument.

او پس از یک بحث داغ مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

he felt lucky to have escaped after being gunned at.

او خوش شانس بود که پس از مورد اصابت گلوله قرار گرفتن فرار کرد.

authorities are investigating the incident where the man was gunned.

مقامات در حال بررسی حادثه ای هستند که مرد مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.

in the movie, the hero is gunned down in the final scene.

در فیلم، قهرمان در صحنه پایانی مورد اصابت گلوله قرار می گیرد.

they gunned down the enemy troops during the ambush.

آنها در کمین، نیروهای دشمن را مورد اصابت گلوله قرار دادند.

many innocent bystanders were gunned down in the crossfire.

بسیاری از رهگذران بیگناه در تیراندازی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید