hab

[ایالات متحده]/hæb/
[بریتانیا]/hæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتاب پیشگویی در کتاب مقدس (هاباکوک)؛ یک خانه در روم باستان یا به سبک رومی
abbr. کوتاه‌نویسی برای house air bill؛ کوتاه‌نویسی برای Home Address Block
شکل‌های واژه
جمعhabs

عبارات و ترکیب‌ها

bad habit

رویکرد بد

habit of

رویکرد

habitual late

تاخیر معمول

habitat loss

زیان محیط زیست

natural habitat

محیط زیست طبیعی

habitat destruction

تخریب محیط زیست

inhabited island

جزیره ساکن

habitual behavior

رفتار معمول

habit formation

تشکیل عادت

habitual visitor

بازدیدکننده معمول

جملات نمونه

i have a meeting at 9 o'clock.

من یک جلسه در ساعت 9 دارم.

we have breakfast together every morning.

ما هر صبح صبحانه می‌خوریم.

she has a problem with her computer.

او با کامپیوترش مشکل دارد.

they have a good time at the party.

آنها در جشن حس خوبی دارند.

he has an idea for the project.

او یک ایده برای پروژه دارد.

you should have a look at this document.

شما باید این دستورالعمل را ببینید.

we need to have a rest after the long journey.

ما پس از سفر طولانی باید استراحت کنیم.

the children are having fun in the playground.

کودکان در زمین بازی سرگرمی می‌کنند.

my sister has two children.

خواهر من دو فرزند دارد.

do you have a car?

آیا ماشین داری؟

you need to have patience in this situation.

شما در این وضعیت صبر لازم دارید.

i have confidence in your abilities.

من اعتماد به توانایی‌های شما دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید