hackling

[ایالات متحده]/'hæklɪŋ/
[بریتانیا]/'hæklɪŋ/

ترجمه

n. خبرنگار جوان (غیررسمی) \nv. شانه کردن؛ خرد کردن (شکل حال استمراری hackle)

عبارات و ترکیب‌ها

hackling process

فرآیند ریسندگی

hackling machine

دستگاه ریسندگی

hackling fiber

فیبر ریسندگی شده

hackling tool

ابزار ریسندگی

hackling stage

مرحله ریسندگی

hackling technique

تکنیک ریسندگی

hackling line

خط ریسندگی

hackling operation

عملیات ریسندگی

hackling setup

تنظیمات ریسندگی

hackling efficiency

بازدهی ریسندگی

جملات نمونه

hackling is a crucial step in preparing flax fibers.

حک کردن یک مرحله حیاتی در آماده سازی الیاف کتان است.

she spent the afternoon hackling the raw material.

او بعد از ظهر را صرف حک کردن مواد خام کرد.

hackling helps to separate the fibers from the stalk.

حک کردن به جداسازی الیاف از ساق کمک می کند.

after hackling, the fibers become much softer.

پس از حک کردن، الیاف بسیار نرم تر می شوند.

he learned the technique of hackling from his grandfather.

او تکنیک حک کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.

hackling can be done manually or with machines.

حک کردن را می توان به صورت دستی یا با ماشین انجام داد.

the process of hackling requires patience and skill.

فرآیند حک کردن نیاز به صبر و مهارت دارد.

hackling produces long, straight fibers ideal for weaving.

حک کردن الیاف بلند و صافی تولید می کند که برای بافت مناسب هستند.

understanding hackling is essential for textile production.

درک حک کردن برای تولید منسوجات ضروری است.

she demonstrated the hackling process to the students.

او فرآیند حک کردن را به دانش آموزان نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید