halfpennyworth

[ایالات متحده]/ˈhæf.pən.i.wɜːθ/
[بریتانیا]/ˈhæf.pə.ni.wɜrθ/

ترجمه

n. چیزی که نصف یک پنی ارزش دارد؛ یک مورد بی‌اهمیت یا بی‌ارزش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

halfpennyworth of sense

مقدار کمی از حواس سالم

halfpennyworth of goods

مقدار کمی از کالاها

halfpennyworth of advice

مقدار کمی از نصیحت

halfpennyworth of wit

مقدار کمی از هوش

halfpennyworth of trouble

مقدار کمی از زحمت

halfpennyworth of love

مقدار کمی از عشق

halfpennyworth of effort

مقدار کمی از تلاش

halfpennyworth of joy

مقدار کمی از شادی

halfpennyworth of news

مقدار کمی از اخبار

halfpennyworth of fun

مقدار کمی از تفریح

جملات نمونه

he didn't think it was worth a halfpennyworth.

او فکر نکرد که ارزش یک سکه نیم تومانی را داشته باشد.

she offered her halfpennyworth of advice.

او پیشنهاد خود را به عنوان یک توصیه ارائه داد.

it's not worth a halfpennyworth to me.

برای من ارزش یک سکه نیم تومانی را ندارد.

his opinion is just a halfpennyworth.

نظر او فقط یک سکه نیم تومانی است.

don't waste your halfpennyworth on trivial matters.

وقت خود را برای مسائل جزئی تلف نکنید.

she shared her halfpennyworth on the issue.

او نظر خود را در مورد این موضوع به اشتراک گذاشت.

he always has a halfpennyworth to add.

او همیشه چیزی برای اضافه کردن دارد.

her halfpennyworth was surprisingly insightful.

نظر او به طرز شگفت انگیزی روشنگر بود.

everyone is entitled to their halfpennyworth.

هر کسی حق دارد نظر خود را داشته باشد.

he thinks his halfpennyworth matters.

او فکر می کند که نظر او مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید