hallos

[ایالات متحده]/hə'ləu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. سلام.

جملات نمونه

Hallo, how are you today?

سلام، حال شما امروز چطور است؟

She gave a hallo to her neighbor.

او با همسایه خود سلام کرد.

They exchanged hallos before the meeting.

آنها قبل از جلسه با یکدیگر سلام کردند.

Hallo, may I help you with anything?

سلام، آیا می توانم به شما در مورد هر چیزی کمک کنم؟

He received a warm hallo from his old friend.

او یک سلام گرم از دوست قدیمی خود دریافت کرد.

The children shouted hallo as they ran towards the playground.

کودکان در حالی که به سمت زمین بازی می دویدند، با صدای بلند سلام کردند.

Hallo, nice to meet you.

سلام، از دیدنتان خوشحالم.

She greeted her guests with a cheerful hallo.

او با سلامی شاد مهمانان خود را خوشامد گفت.

The hallo of the crowd filled the stadium.

سلام جمعیت استادیوم را پر کرد.

He responded with a friendly hallo.

او با سلامی دوستانه پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید