handlable

[ایالات متحده]/ˈhændl.əbl/
[بریتانیا]/ˈhænd.lə.bəl/

ترجمه

adj. قابل حمل و نقل؛ قابل مدیریت؛ توانایی برخورد یا مدیریت؛ آسان برای برخورد؛ قابل مدیریت.

عبارات و ترکیب‌ها

handlable situation

Persian_translation

جملات نمونه

the package was too heavy to be handlable by one person.

بسته خیلی سنگین بود و یک نفر نمی‌توانست آن را بلند کند.

is this task handlable remotely, or do we need to be on-site?

آیا این کار را می‌توان از راه دور انجام داد، یا باید در محل حضور داشته باشیم؟

the software provides a handlable interface for managing projects.

این نرم‌افزار یک رابط کاربری قابل مدیریت برای مدیریت پروژه‌ها ارائه می‌دهد.

we need a more handlable system for tracking inventory.

ما به یک سیستم قابل مدیریت‌تر برای پیگیری موجودی نیاز داریم.

the customer support team strives to provide handlable solutions to users.

تیم پشتیبانی مشتریان تلاش می‌کند تا راه حل‌های قابل مدیریتی را برای کاربران ارائه دهد.

the new design makes the product more handlable and ergonomic.

طراحی جدید باعث می‌شود محصول قابل مدیریت‌تر و ارگونومیک‌تر باشد.

the database should be handlable by users with varying technical skills.

پایگاه داده باید توسط کاربرانی با مهارت‌های فنی مختلف قابل مدیریت باشد.

we are seeking a handlable platform for online training.

ما به دنبال یک پلتفرم قابل مدیریت برای آموزش آنلاین هستیم.

the application requires minimal coding experience to be handlable.

این برنامه برای قابل مدیریت بودن به تجربه کدنویسی کم نیاز دارد.

it’s crucial to have a handlable process for onboarding new employees.

داشتن یک فرآیند قابل مدیریت برای استخدام کارمندان جدید بسیار مهم است.

the mobile app is designed to be highly handlable and intuitive.

این برنامه موبایل برای اینکه بسیار قابل مدیریت و بصری باشد طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید