handstand

[ایالات متحده]/'hæn(d)stænd/
[بریتانیا]/'hændstænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی ژیمناستیک که در آن بدن توسط هر دو دست در حالی که در هوا معکوس است، حمایت می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

doing handstands is puddysticks.

انجام دستی ایستاده ها سرگرم کننده است.

Bonnie was showing off to her friends, doing handstands on the grass.

بونی داشت برای دوستانش خودنمایی می‌کرد، روی چمن‌ها دست به دست می‌شد.

She is practicing her handstand in yoga class.

او در کلاس یوگا در حال تمرین دستی ایستاده است.

He can hold a handstand for over a minute.

او می تواند بیش از یک دقیقه دستی ایستاده را نگه دارد.

The gymnast performed a flawless handstand during the routine.

ژیمناستیک در طول تمرین یک دستی ایستاده بی نقص انجام داد.

I used to do handstands against the wall when I was a kid.

من قبلاً وقتی بچه بودم، در برابر دیوار دستی ایستاده انجام می دادم.

She attempted a one-handed handstand for the first time.

او برای اولین بار سعی کرد یک دستی ایستاده انجام دهد.

He lost his balance and fell while trying to do a handstand.

او در حالی که سعی می کرد دستی ایستاده انجام دهد، تعادل خود را از دست داد و افتاد.

The yoga instructor taught us how to do a proper handstand.

مربی یوگا به ما یاد داد که چگونه یک دستی ایستاده مناسب انجام دهیم.

She challenged herself to hold a handstand without support.

او خودش را به چالش کشید تا بدون حمایت دستی ایستاده را نگه دارد.

He impressed everyone with his impressive handstand skills.

او با مهارت های دستی ایستاده چشمگیرش همه را تحت تاثیر قرار داد.

The acrobat effortlessly performed a handstand on the tightrope.

آکروبات به راحتی یک دستی ایستاده روی طناب را اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید