hapcs

[ایالات متحده]/hæps/
[بریتانیا]/hæps/

ترجمه

n. تماس نفوذی به دست آمده در بیمارستان

جملات نمونه

the hapcs at work never seem to end.

هیپس در کار هرگز پایان نمی‌یابد.

you never know what hapcs you'll run into in the city.

هرگز نمی‌دانی کدام هیپس را در شهر مواجه می‌شوی.

strange hapcs happen when least expected.

هیپس‌های عجیب زمانی رخ می‌دهند که کمتر انتظار می‌رود.

last night brought some unexpected hapcs.

شب گذشته برخی هیپس‌های غیرمنتظره را به همراه داشت.

daily hapcs can be quite amusing sometimes.

گاهی هیپس‌های روزانه می‌توانند خیلی جالب باشند.

we encountered several funny hapcs at the mall.

ما در مال مواجهه‌ای با چند هیپس جالب داشتیم.

life's little hapcs make everything interesting.

هیپس‌های کوچک زندگی هر چیز را جالب می‌کنند.

the hapcs at that party were absolutely crazy.

هیپس‌های آن پارتو کاملاً عجیب بود.

these hapcs keep getting weirder every day.

این هیپس‌ها هر روز عجیب‌تر می‌شوند.

random hapcs always brighten my day.

هیپس‌های تصادفی همیشه روز من را روشن می‌کنند.

the hapcs of modern life can be overwhelming.

هیپس‌های زندگی مدرن می‌توانند فشار زیادی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید