haranguing

[ایالات متحده]/həˈræŋɡɪŋ/
[بریتانیا]/həˈræŋɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایراد یک سخنرانی طولانی و تهاجمی

عبارات و ترکیب‌ها

haranguing speech

سخنرانی تند و آتشین

haranguing crowd

مخاطبان تند و آتشین

haranguing leader

رهبر تند و آتشین

haranguing session

جلسه تند و آتشین

haranguing tone

لحن تند و آتشین

haranguing audience

مخاطبان تند و آتشین

haranguing remarks

اظهارات تند و آتشین

haranguing style

سبک تند و آتشین

haranguing message

پیام تند و آتشین

haranguing approach

رویکرد تند و آتشین

جملات نمونه

the teacher was haranguing the students about their homework.

معلم داشت دانشجویان را درباره تکالیفشان توبیخ می‌کرد.

he spent the whole evening haranguing his friends about politics.

او تمام شب را صرف توبیخ دوستانش درباره سیاست کرد.

she was haranguing the crowd to support the charity event.

او جمعیت را برای حمایت از رویداد خیریه توبیخ می‌کرد.

the manager started haranguing the team for missing the deadline.

مدیر شروع به توبیخ تیم به دلیل از دست دادن مهلت کرد.

during the meeting, he was haranguing everyone about the new policy.

در طول جلسه، او همه را درباره سیاست جدید توبیخ می‌کرد.

they were haranguing the government to take action on climate change.

آنها دولت را برای اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی توبیخ می‌کردند.

the politician was haranguing his opponents during the debate.

سیاستمدار حریفان خود را در طول بحث توبیخ می‌کرد.

she was haranguing the audience about the importance of voting.

او مخاطبان را در مورد اهمیت رای دادن توبیخ می‌کرد.

he found himself haranguing the kids about their behavior.

او متوجه شد که در حال توبیخ کودکان به دلیل رفتارشان است.

after the game, the coach was haranguing the players for their mistakes.

پس از بازی، مربی بازیکنان را به دلیل اشتباهاتشان توبیخ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید