harpooned whale
نهنگ صید شده با نیزر
harpooned fish
ماهی صید شده با نیزر
harpooned target
هدف صید شده با نیزر
harpooned dreams
رویاهای صید شده با نیزر
harpooned ambitions
جاهطلبیهای صید شده با نیزر
harpooned hopes
امیدهای صید شده با نیزر
harpooned plans
برنامههای صید شده با نیزر
harpooned ideas
ایدههای صید شده با نیزر
harpooned opportunities
فرصتهای صید شده با نیزر
harpooned moments
لحظات صید شده با نیزر
the whale was harpooned by the fishermen.
نهنگ توسط ماهیگیران مورد اصابت قرار گرفت.
he felt proud after he harpooned his first fish.
او بعد از صید اولین ماهی خود احساس غرور کرد.
the old harpoon was rusty and needed to be replaced.
هارپون قدیمی زنگ زده بود و نیاز به تعویض داشت.
they harpooned the giant squid during their expedition.
آنها در طول экспедиیشن خود، اختاپوس غول پیکر را مورد اصابت قرار دادند.
after being harpooned, the shark struggled in the water.
پس از مورد اصابت قرار گرفتن، کوسه در آب دست و پا زد.
the harpooned animal was quickly brought aboard the boat.
حیوان مورد اصابت قرار گرفته به سرعت به عرشه کشتی آورده شد.
he learned how to properly use a harpoon.
او یاد گرفت که چگونه از یک هارپون به درستی استفاده کند.
the harpooned seal was a rare sight to see.
دیدن فوک مورد اصابت قرار گرفته نادر بود.
she watched as the harpooned whale was dragged to shore.
او تماشا کرد که نهنگ مورد اصابت قرار گرفته به ساحل کشیده می شود.
the harpoon gun was a crucial tool for the hunters.
تفنگ هارپون ابزاری حیاتی برای شکارچیان بود.
harpooned whale
نهنگ صید شده با نیزر
harpooned fish
ماهی صید شده با نیزر
harpooned target
هدف صید شده با نیزر
harpooned dreams
رویاهای صید شده با نیزر
harpooned ambitions
جاهطلبیهای صید شده با نیزر
harpooned hopes
امیدهای صید شده با نیزر
harpooned plans
برنامههای صید شده با نیزر
harpooned ideas
ایدههای صید شده با نیزر
harpooned opportunities
فرصتهای صید شده با نیزر
harpooned moments
لحظات صید شده با نیزر
the whale was harpooned by the fishermen.
نهنگ توسط ماهیگیران مورد اصابت قرار گرفت.
he felt proud after he harpooned his first fish.
او بعد از صید اولین ماهی خود احساس غرور کرد.
the old harpoon was rusty and needed to be replaced.
هارپون قدیمی زنگ زده بود و نیاز به تعویض داشت.
they harpooned the giant squid during their expedition.
آنها در طول экспедиیشن خود، اختاپوس غول پیکر را مورد اصابت قرار دادند.
after being harpooned, the shark struggled in the water.
پس از مورد اصابت قرار گرفتن، کوسه در آب دست و پا زد.
the harpooned animal was quickly brought aboard the boat.
حیوان مورد اصابت قرار گرفته به سرعت به عرشه کشتی آورده شد.
he learned how to properly use a harpoon.
او یاد گرفت که چگونه از یک هارپون به درستی استفاده کند.
the harpooned seal was a rare sight to see.
دیدن فوک مورد اصابت قرار گرفته نادر بود.
she watched as the harpooned whale was dragged to shore.
او تماشا کرد که نهنگ مورد اصابت قرار گرفته به ساحل کشیده می شود.
the harpoon gun was a crucial tool for the hunters.
تفنگ هارپون ابزاری حیاتی برای شکارچیان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید