harpooned

[ایالات متحده]/hɑːˈpuːnd/
[بریتانیا]/hɑrˈpuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی harpoon

عبارات و ترکیب‌ها

harpooned whale

نهنگ صید شده با نیزر

harpooned fish

ماهی صید شده با نیزر

harpooned target

هدف صید شده با نیزر

harpooned dreams

رویاهای صید شده با نیزر

harpooned ambitions

جاه‌طلبی‌های صید شده با نیزر

harpooned hopes

امیدهای صید شده با نیزر

harpooned plans

برنامه‌های صید شده با نیزر

harpooned ideas

ایده‌های صید شده با نیزر

harpooned opportunities

فرصت‌های صید شده با نیزر

harpooned moments

لحظات صید شده با نیزر

جملات نمونه

the whale was harpooned by the fishermen.

نهنگ توسط ماهیگیران مورد اصابت قرار گرفت.

he felt proud after he harpooned his first fish.

او بعد از صید اولین ماهی خود احساس غرور کرد.

the old harpoon was rusty and needed to be replaced.

هارپون قدیمی زنگ زده بود و نیاز به تعویض داشت.

they harpooned the giant squid during their expedition.

آنها در طول экспедиیشن خود، اختاپوس غول پیکر را مورد اصابت قرار دادند.

after being harpooned, the shark struggled in the water.

پس از مورد اصابت قرار گرفتن، کوسه در آب دست و پا زد.

the harpooned animal was quickly brought aboard the boat.

حیوان مورد اصابت قرار گرفته به سرعت به عرشه کشتی آورده شد.

he learned how to properly use a harpoon.

او یاد گرفت که چگونه از یک هارپون به درستی استفاده کند.

the harpooned seal was a rare sight to see.

دیدن فوک مورد اصابت قرار گرفته نادر بود.

she watched as the harpooned whale was dragged to shore.

او تماشا کرد که نهنگ مورد اصابت قرار گرفته به ساحل کشیده می شود.

the harpoon gun was a crucial tool for the hunters.

تفنگ هارپون ابزاری حیاتی برای شکارچیان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید