the rocky harres loomed against the darkening sky.
هارس سنگی در برابر آسمان تاریکی که در حال تاریک شدن بود، نگاه داشت.
she felt a strange harres in her chest as she waited.
او در حالی که منتظر میماند، یک هارس عجیب در قفسه سینهاش احساس کرد.
the ancient ruins were surrounded by a mystical harres.
بقایای باستانی توسط یک هارس اسرارآمیز احاطه شده بود.
he couldn't shake the harres that something was wrong.
او نمیتوانست احساس هارسی که چیزی اشتباه بود، را از دست بدهد.
the fog created an eerie harres around the castle.
بخار از اطراف قلعه یک هارس مخيف ایجاد کرد.
a cold harres swept through the valley at dawn.
یک هارس سرد در طول دره در صبحگاهی عبور کرد.
the old man spoke of a harres that haunted his dreams.
آدم سالخورده از یک هارسی گفت که روی خوابهایش حضور داشت.
she experienced a sudden harres when she heard the news.
او وقتی خبر را شنید، یک هارس ناگهانی تجربه کرد.
the mountain path was blocked by an impassable harres.
راه پیش از کوه توسط یک هارسی که عبور ناکارآمد بود، مسدود شده بود.
an unspoken harres lingered between the old friends.
یک هارس ناشنوده بین دوستان قدیمی باقی مانده بود.
the forest seemed to possess an ancient harres.
جنگل به نظر میرسید که یک هارس باستانی دارد.
a palpable harres filled the empty hall.
یک هارس قابل احساس، سالن خالی را پر کرد.
the rocky harres loomed against the darkening sky.
هارس سنگی در برابر آسمان تاریکی که در حال تاریک شدن بود، نگاه داشت.
she felt a strange harres in her chest as she waited.
او در حالی که منتظر میماند، یک هارس عجیب در قفسه سینهاش احساس کرد.
the ancient ruins were surrounded by a mystical harres.
بقایای باستانی توسط یک هارس اسرارآمیز احاطه شده بود.
he couldn't shake the harres that something was wrong.
او نمیتوانست احساس هارسی که چیزی اشتباه بود، را از دست بدهد.
the fog created an eerie harres around the castle.
بخار از اطراف قلعه یک هارس مخيف ایجاد کرد.
a cold harres swept through the valley at dawn.
یک هارس سرد در طول دره در صبحگاهی عبور کرد.
the old man spoke of a harres that haunted his dreams.
آدم سالخورده از یک هارسی گفت که روی خوابهایش حضور داشت.
she experienced a sudden harres when she heard the news.
او وقتی خبر را شنید، یک هارس ناگهانی تجربه کرد.
the mountain path was blocked by an impassable harres.
راه پیش از کوه توسط یک هارسی که عبور ناکارآمد بود، مسدود شده بود.
an unspoken harres lingered between the old friends.
یک هارس ناشنوده بین دوستان قدیمی باقی مانده بود.
the forest seemed to possess an ancient harres.
جنگل به نظر میرسید که یک هارس باستانی دارد.
a palpable harres filled the empty hall.
یک هارس قابل احساس، سالن خالی را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید