harvestable

[ایالات متحده]/ˈhɑːvɪstəbl/
[بریتانیا]/ˈhɑrvɪstəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل برداشت؛ مربوط به برداشت

عبارات و ترکیب‌ها

harvestable crops

محصولات قابل برداشت

harvestable resources

منابع قابل برداشت

harvestable plants

گیاهان قابل برداشت

harvestable fruits

میوه‌های قابل برداشت

harvestable areas

مناطق قابل برداشت

harvestable yields

عملکرد قابل برداشت

harvestable fields

زمین‌های قابل برداشت

harvestable timber

چوب قابل برداشت

harvestable vegetables

سبزیجات قابل برداشت

harvestable grains

غلات قابل برداشت

جملات نمونه

the farm has a large area of harvestable crops.

مزرعه دارای مساحت زیادی از محصولات قابل برداشت است.

this region is known for its harvestable fruits.

این منطقه به خاطر میوه‌های قابل برداشتش معروف است.

only a few species are harvestable this season.

فقط چند گونه در این فصل قابل برداشت هستند.

we need to assess the harvestable yield before the rains.

ما باید قبل از باران، میزان محصول قابل برداشت را ارزیابی کنیم.

they reported a significant increase in harvestable vegetables.

آنها گزارش دادند که افزایش قابل توجهی در سبزیجات قابل برداشت وجود دارد.

harvestable timber can be found in this forest.

چوب قابل برداشت را می توان در این جنگل یافت.

farmers are excited about their harvestable grains this year.

کشاورزان امسال از غلات قابل برداشت خود هیجان زده هستند.

they will only plant harvestable crops in the coming season.

آنها فقط محصولات قابل برداشت را در فصل آینده کشت خواهند کرد.

the research focused on improving harvestable plant varieties.

تحقیقات بر روی بهبود انواع گیاهان قابل برداشت متمرکز بود.

it's important to identify harvestable resources in the area.

شناسایی منابع قابل برداشت در این منطقه مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید