hastinesses

[ایالات متحده]/ˈheɪstɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈheɪstɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت شتابزدگی یا عجله

عبارات و ترکیب‌ها

hastinesses lead

شتاب‌زدگی‌ها منجر می‌شوند

avoid hastinesses

از شتاب‌زدگی‌ها اجتناب کنید

hastinesses cause

شتاب‌زدگی‌ها باعث می‌شوند

hastinesses affect

شتاب‌زدگی‌ها بر روی... تأثیر می‌گذارند

hastinesses arise

شتاب‌زدگی‌ها ایجاد می‌شوند

recognize hastinesses

شتاب‌زدگی‌ها را تشخیص دهید

hastinesses hinder

شتاب‌زدگی‌ها مانع می‌شوند

hastinesses impact

شتاب‌زدگی‌ها تأثیر می‌گذارند

hastinesses undermine

شتاب‌زدگی‌ها تضعیف می‌کنند

hastinesses diminish

شتاب‌زدگی‌ها کاهش می‌دهند

جملات نمونه

his hastinesses often lead to mistakes in his work.

اشتباهات او در کار اغلب ناشی از عجله اوست.

we should avoid hastinesses when making important decisions.

ما باید از عجله در هنگام اتخاذ تصمیمات مهم خودداری کنیم.

her hastinesses in communication sometimes cause misunderstandings.

گاهی اوقات عجله او در برقراری ارتباط باعث سوء تفاهم می شود.

the hastinesses of youth can be both a blessing and a curse.

عجله جوانی می تواند هم نعمتی و هم نفرین باشد.

he regretted his hastinesses in the past.

او در گذشته از عجله خود پشیمان بود.

her hastinesses in planning the event created chaos.

عجله او در برنامه ریزی رویداد باعث هرج و مرج شد.

hastinesses can often cloud our judgment.

عجله اغلب می تواند قضاوت ما را مختل کند.

we need to learn from our hastinesses and take our time.

ما باید از عجله خود درس بگیریم و وقت خود را صرف کنیم.

his hastinesses in relationships led to many breakups.

عجله او در روابط منجر به جدایی های زیادی شد.

she often reflects on her past hastinesses with regret.

او اغلب با حسرت به عجله های گذشته خود فکر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید