hawed

[ایالات متحده]/hɔːd/
[بریتانیا]/hɔd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چپ چرخیدن یا تردید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hawed and hawed

هود و هوود

hawed at length

به طولانی مدت هوود

hawed over

بر روی هوود

hawed back

به عقب هوود

hawed around

اطراف هوود

hawed before

قبل از هوود

hawed again

دوباره هوود

hawed briefly

به طور خلاصه هوود

hawed somewhat

تا حدودی هوود

hawed nervously

با اضطراب هوود

جملات نمونه

he hawed at the suggestion before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری به پیشنهاد واکنش نشان داد.

she hawed when asked about her future plans.

او وقتی از برنامه‌های آینده‌اش سوال شد، واکنش نشان داد.

they hawed over the best course of action.

آنها در مورد بهترین اقدام درنگ کردند.

he hawed at the idea of moving to a new city.

او در مورد نقل مکان به یک شهر جدید واکنش نشان داد.

she hawed when asked if she wanted to join the team.

او وقتی از او پرسیده شد که آیا می‌خواهد به تیم بپیوندد، واکنش نشان داد.

after a moment of hawing, he finally agreed to the proposal.

پس از لحظه‌ای درنگ، او بالاخره با پیشنهاد موافقت کرد.

they hawed about which restaurant to choose for dinner.

آنها در مورد اینکه کدام رستوران را برای شام انتخاب کنند، درنگ کردند.

he hawed before answering the difficult question.

او قبل از پاسخ دادن به سوال دشوار واکنش نشان داد.

she hawed at the thought of giving a speech.

او در مورد صحبت کردن در جمع واکنش نشان داد.

he hawed when asked to take on extra responsibilities.

او وقتی از او خواسته شد مسئولیت‌های اضافی را بر عهده بگیرد، واکنش نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید