hawed and hawed
هود و هوود
hawed at length
به طولانی مدت هوود
hawed over
بر روی هوود
hawed back
به عقب هوود
hawed around
اطراف هوود
hawed before
قبل از هوود
hawed again
دوباره هوود
hawed briefly
به طور خلاصه هوود
hawed somewhat
تا حدودی هوود
hawed nervously
با اضطراب هوود
he hawed at the suggestion before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری به پیشنهاد واکنش نشان داد.
she hawed when asked about her future plans.
او وقتی از برنامههای آیندهاش سوال شد، واکنش نشان داد.
they hawed over the best course of action.
آنها در مورد بهترین اقدام درنگ کردند.
he hawed at the idea of moving to a new city.
او در مورد نقل مکان به یک شهر جدید واکنش نشان داد.
she hawed when asked if she wanted to join the team.
او وقتی از او پرسیده شد که آیا میخواهد به تیم بپیوندد، واکنش نشان داد.
after a moment of hawing, he finally agreed to the proposal.
پس از لحظهای درنگ، او بالاخره با پیشنهاد موافقت کرد.
they hawed about which restaurant to choose for dinner.
آنها در مورد اینکه کدام رستوران را برای شام انتخاب کنند، درنگ کردند.
he hawed before answering the difficult question.
او قبل از پاسخ دادن به سوال دشوار واکنش نشان داد.
she hawed at the thought of giving a speech.
او در مورد صحبت کردن در جمع واکنش نشان داد.
he hawed when asked to take on extra responsibilities.
او وقتی از او خواسته شد مسئولیتهای اضافی را بر عهده بگیرد، واکنش نشان داد.
hawed and hawed
هود و هوود
hawed at length
به طولانی مدت هوود
hawed over
بر روی هوود
hawed back
به عقب هوود
hawed around
اطراف هوود
hawed before
قبل از هوود
hawed again
دوباره هوود
hawed briefly
به طور خلاصه هوود
hawed somewhat
تا حدودی هوود
hawed nervously
با اضطراب هوود
he hawed at the suggestion before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری به پیشنهاد واکنش نشان داد.
she hawed when asked about her future plans.
او وقتی از برنامههای آیندهاش سوال شد، واکنش نشان داد.
they hawed over the best course of action.
آنها در مورد بهترین اقدام درنگ کردند.
he hawed at the idea of moving to a new city.
او در مورد نقل مکان به یک شهر جدید واکنش نشان داد.
she hawed when asked if she wanted to join the team.
او وقتی از او پرسیده شد که آیا میخواهد به تیم بپیوندد، واکنش نشان داد.
after a moment of hawing, he finally agreed to the proposal.
پس از لحظهای درنگ، او بالاخره با پیشنهاد موافقت کرد.
they hawed about which restaurant to choose for dinner.
آنها در مورد اینکه کدام رستوران را برای شام انتخاب کنند، درنگ کردند.
he hawed before answering the difficult question.
او قبل از پاسخ دادن به سوال دشوار واکنش نشان داد.
she hawed at the thought of giving a speech.
او در مورد صحبت کردن در جمع واکنش نشان داد.
he hawed when asked to take on extra responsibilities.
او وقتی از او خواسته شد مسئولیتهای اضافی را بر عهده بگیرد، واکنش نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید