heartaches never end
دردها پایانی ندارند
heartaches and pain
دردها و رنجها
heartaches will fade
دردها محو خواهند شد
heartaches of love
دردهای عشق
heartaches in silence
دردها در سکوت
heartaches and tears
دردها و اشکها
heartaches remain strong
دردها همچنان قوی هستند
heartaches will heal
دردها شفا خواهند یافت
heartaches of yesterday
دردهای دیروز
heartaches to forget
دردهای فراموشی
heartaches can teach us valuable lessons about love.
دلشکستگیها میتوانند درسهای ارزشمندی در مورد عشق به ما آموزش دهند.
she tried to hide her heartaches behind a smile.
او سعی کرد دلشکستگیهای خود را پشت یک لبخند پنهان کند.
after the breakup, he experienced many heartaches.
پس از جدایی، او دلشکستگیهای زیادی را تجربه کرد.
writing in her journal helped her cope with heartaches.
نوشتن در دفترچه یادداشتش به او کمک کرد تا با دلشکستگیها کنار بیاید.
heartaches often inspire great works of art.
دلشکستگیها اغلب الهامبخش آثار هنری بزرگ هستند.
friends can help ease the heartaches we feel.
دوستان میتوانند به کاهش دلشکستگیهایی که احساس میکنیم کمک کنند.
he poured his heartaches into his music.
او دلشکستگیهای خود را در موسیقی خود ریخت.
time can heal the heartaches of the past.
زمان میتواند دلشکستگیهای گذشته را التیام بخشد.
she shared her heartaches with her closest friends.
او دلشکستگیهای خود را با نزدیکترین دوستانش در میان گذاشت.
heartaches are a part of life that we all face.
دلشکستگیها بخشی از زندگی هستند که همه ما با آن روبرو هستیم.
heartaches never end
دردها پایانی ندارند
heartaches and pain
دردها و رنجها
heartaches will fade
دردها محو خواهند شد
heartaches of love
دردهای عشق
heartaches in silence
دردها در سکوت
heartaches and tears
دردها و اشکها
heartaches remain strong
دردها همچنان قوی هستند
heartaches will heal
دردها شفا خواهند یافت
heartaches of yesterday
دردهای دیروز
heartaches to forget
دردهای فراموشی
heartaches can teach us valuable lessons about love.
دلشکستگیها میتوانند درسهای ارزشمندی در مورد عشق به ما آموزش دهند.
she tried to hide her heartaches behind a smile.
او سعی کرد دلشکستگیهای خود را پشت یک لبخند پنهان کند.
after the breakup, he experienced many heartaches.
پس از جدایی، او دلشکستگیهای زیادی را تجربه کرد.
writing in her journal helped her cope with heartaches.
نوشتن در دفترچه یادداشتش به او کمک کرد تا با دلشکستگیها کنار بیاید.
heartaches often inspire great works of art.
دلشکستگیها اغلب الهامبخش آثار هنری بزرگ هستند.
friends can help ease the heartaches we feel.
دوستان میتوانند به کاهش دلشکستگیهایی که احساس میکنیم کمک کنند.
he poured his heartaches into his music.
او دلشکستگیهای خود را در موسیقی خود ریخت.
time can heal the heartaches of the past.
زمان میتواند دلشکستگیهای گذشته را التیام بخشد.
she shared her heartaches with her closest friends.
او دلشکستگیهای خود را با نزدیکترین دوستانش در میان گذاشت.
heartaches are a part of life that we all face.
دلشکستگیها بخشی از زندگی هستند که همه ما با آن روبرو هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید